psychologist man
کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی

  چه قدر دلم می خواهد نامه ای بنویسم ای کاش کسی جایی منتظرم

 بود

****

انگشتانت ردیف چون کلاویه های پیانو.....بنوازمشان؟

****

همیشه به خودم میگم برای دست یافتن به ستاره ها دعا نکن چیزی که

 دوره . دوره ولی بازم میگم والله که شهر بی تو مرا حبس می شود

****

حضورت را لمس میکنم با تمام نبودنت...سحر که میشود باز هم نفس

 های تو نمازم بی وقتم را قضا میکند

****

بهشتی که من میبینم راهش دوره بازم قول میدی باهام بیای؟؟

 

روزی خواهم نوشت تفسیر ایات چشمانت را

****

حالا دیگر پری کوچک غمگینی شده ام که شبانگاه بغض های

 بی امانش را می بارد بی هیچ نشانه ای

****

این روزها انقدر شکسته ام که دست به عصا راه میرود دلم

****

و من نماز ایات می خوانم هراس ندیدنت را

****

دیر اومدی بارون.............من جایی در حجم نبودنت گم شدم

****

موهاتو شونه کن بزار جهان اروم بگیره

****

من خوب میدانم یکی از همین روزهای در راه باران می اید و دل

من بی هیچ چتری هوای رفتن میکند

****

پیراهنت را در باد بتکان بزار اسمان متولد شود

 

 

همه چیز را فروختم جز ان  صندلی که جای تو بود شاید ان روز که برگشتی

 خسته باشی

****

سرباز دلت کافیست برای بردن ۵۱ ورق باهم

****

اصلا به خورشید اعتبار نیست اگر هرم نفسهایت نباشد یک عصر یخبندان تازه 

 میشود اغاز

****

صدات رو که میشنوم لحظه هام ابی میشن انقدر که حس میکنم کسی تو گوشم

 میگه دریایی

****

تمام گزینه ها را به یاد چشمان تو سیاه کردم

****

دیگه سرما معنی نمیده وقتی اغوشت مال منه

****

دوستت دارم های تو معنی

تاریخ: پنج‌شنبه 16 آذر 1391
ارسال توسط psychologistman

 

پیام روز اول نخست وزیری:" هموطنان عزیزم تردید ندارم که برای قبول این کار و بار گرانی که به دوش گرفته­ام از بین می­روم چون مزاج من متناسب با قبول چنین وظیفۀ مهمی نیست ولی در راه شما جان چیز قابلی نیست و از صمیم قلب راضی هستم که آن را فدای آسایش شما بکنم."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ09/2/1330)

 

در تاریخ حیات ملت­ها نادراً روزهای درخشان و پرمسئولیت و افتخار و موفقیت پیدا می­شود. ایام عادی و گذران برای همه ملل یکسان است ولی آن ملتی که خوب و شرافتمندانه وظیفه­اش را در برابر وطن، پرچم و تاریخ مملکت ادا کند بیشتر از دیگران قدرت اخلاقی و عظمت روحی از خود نشان داده است."(روزنامۀ اطلاعات،مورخ30/3/1330)

 

 

 

«خدا مي‌داند پاك‌ماندن در اين كشور چقدر سخت است. لازمه‌اش اين است كه انسان خيلي از محروميت‌ها را قبول كند و با دقت و احتياط زندگي كند. تا هزارها مثل من در راه آزادي فنا نشوند، وطن عزيز ما روي آزادي و استقلال را نخواهد ديد.»  دکتر محمد مصدق

 




تاریخ: پنج‌شنبه 16 آذر 1391
ارسال توسط psychologistman

 

راه هاي جذاب كردن درس براي دانش آموزان

اصولا يكي از دغدغه هاي هر معلمي اين است كه چگونه تدريس كند كه هم دانش آموز خوب ياد بگيرد و هم خودش از كارش راضي باشد و جذابيت داشته باشد .سعي شده در اين مقاله با توكل بر خداوند به تعدادي از اين رو ش ها اشاره شود:
1- مشخص كردن هدف:
مسلم است كه هر چه دبير در ابتداي درس، هدف از آموزش درس جديد را به دانش آموز بفهماند يادگيري بهتر صورت مي گيرد.
2- مشخص كردن انتظارات درس :
دبير بايد به دانش آموز بگويد من از شما چه انتظاري دارم.
3- توجه به يادگيري قبلي:
اگر دبير به ميزان يادگيري قبلي دانش آموز توجه كند و از آن ارزيابي كند مي تواند به موفقيت در آن درس زياد خوش بين باشد مخصوصا در درس هاي پايه مثل رياضي- عربي- علوم- زبان خارجه
4- تناسب بين سرعت آموزش و يادگيري دانش آموز:
دبيري كه بخواهد تا پايان سال فقط كتاب را تمام كرده و از ابتداي درس تا پايان آن با روش سخنراني درس را به پايان برساند به مرور بين تدريس خود و ميزان يادگيري دانش آموز فاصله را زيادتر مي كند .در اين جا دبير بايد هر جا احساس كرد يادگيري قسمتي از درس توسط دانش آموز صورت نگرفته به سرعت به قسمت قبلي بازگردد و تدريس را با روش آسانتر ادامه دهد.
5- مشاركت دانش آموز در تدريس:
شركت فعال دانش آموز در تمرين ها و سؤالات و فعاليت هاي درس باعث افزايش اعتماد به نفس شده و يادگيري را افزايش داده و يادگيري را در حافظه بلندمدت او تثبيت مي كند.
6- كنترل دائمي پيشرفت دانش آموز:
دانش آموزي كه بداند ميزان فعاليت او در كلاس و منزل از ديد دبير مخفي نيست و دبير نظارت بر او دارد به مرور به يك فرد فعال در درس تبديل مي شود.
7- تكاليف منزل تحقيقي و كاربردي باشد:
درسي كه تكاليف دانش آموز در آن زمينه به صورت تحقيق و تفحص باشد انجام آن براي يادگيرنده جذابتر است و كار برد آن در زندگي آينده او بيشتر مي شود بخصوص در عصر حاضر كه تحقيق از اينترنت و كتابخانه ها بسيار گسترش يافته است.
8- سؤالات درسي و امتحاني متناسب با سطح درك دانش آموز باشد:
اگر دانش آموزي كه احساس مي كند تمرين ها و سؤالات از حد توان ذهني او خارج نيست اعتماد به نفس او بيشتر شده و آن درس برايش خيلي بااهميت مي شود. دبيري كه از مطالب تدريس شده سؤال در حد درس و يادگيري دانش آموز مطرح مي كند يادگيري را در فرد بيشتر افزايش مي دهد تا دبيراني كه براي حساب باز كردن دانش آموز بر روي درس آنها سؤالاتي بسيار مشكل و پيچيده و گاهي از مطالب تدريس نشده به دانش آموز در كلاس و امتحان مطرح مي كنند. و اين حالت ايجاد شده، به مرور چهره نامطلوبي از آن دبير و درس مربوطه در ذهن دانش آموز ايجاد مي كند. کد خبر:  15526

 




تاریخ: پنج‌شنبه 16 آذر 1391
ارسال توسط psychologistman

 

با اضطراب امتحان چه كنيم؟

علل و عوامل اضطراب امتحان در دانش آموزان بسيار مختلف و متفاوت است، اما آن‌ها را مي‌توان به سه دسته كلي تقسيم كرد كه در اين مقاله به بررسي آن مي‌پردازيم.

منظور از اضطراب نوعي حالت هيجاني ناخوشايند و مبهم است كه با پريشاني، هراس، تپش قلب، تعرق، سردرد، بي قراري و تكرر ادرار همراه است. هنگامي كه فرد نسبت به كارآمدي، توانايي و استعداد خود در شرايط امتحان دچار نگراني و ترديد مي شود مي‌توان از اضطراب امتحان سخن گفت. در هنگام امتحان، به ويژه امتحانات سرنوشت ساز (كنكور و امتحان نهايي) بيشتر دانش آموزان اضطراب امتحان را تجربه مي كنند. وجود اندكي اضطراب درانسان طبيعي و مطلوب است و موجب افزايش تلاش و تكاپو مي شود، اما اگر از حد اعتدال تجاوز كند موجب كاهش پيشرفت تحصيلي خواهد شد. به عبارت ديگر يكي از دلايل اساسي افت تحصيلي،اضطراب امتحان است كه ۱۵ تا ۳۰ درصد از موارد تجديدي و مردودي را به آن نسبت مي دهند. دانش آموزي كه اضطراب امتحان دارد احساس مي كند كه ذهنش خالي شده و هر چه را كه آموخته فراموش كرده است، چنين دانش آموزي معمولاؤ به پرسش ها پاسخ هاي بي ربط، نادرست و يا ناقص مي دهد و با افكاري نامربوط و ناخواسته در مورد پيامدهاي امتحان درگير است. 

    علل اضطراب امتحان

    علل و عوامل اضطراب امتحان در دانش آموزان بسيار مختلف و متفاوت است، اما آن‌ها را مي‌توان به سه دسته كلي تقسيم كرد:

    الف - عوامل فردي و شخصيتي دانش آموز مانند اضطراب عمومي، پايين بودن اعتماد به نفس، هوش، تمركز و به ويژه روشهاي نادرست مطالعه و انتظارات نادرست از خود.

    ب - عوامل آموزشگاهي و اجتماعي همچون انتظارات معلمان، رقابت، سيستم آموزشي حاكم بر مدارس، نوع درس و مدرك گرايي.

    ج - عوامل خانوادگي چون شيوه تربيتي والدين، انتظارات سطح بالاي والدين، جو عاطفي حاكم بر خانواده، ويژگيهاي شخصيتي والدين و طبقه اقتصادي و اجتماعي والدين.

    پيشگيري از اضطراب امتحان 

    اضطراب امتحان به ميزان زيادي قابل پيشگيري است. در اينجا به برخي از روش هاي پيشگيري از آن اشاره مي شود. ۱ ارزيابي واقع بينانه و بدون اغراق از امتحان : اگر دانش آموزان امتحان را امري عادي تلقي كنند و از قوانين و سوالات ترسانده نشوند، كمتر دچار اضطراب مي شوند. ۲ اجتناب از توجه بيش از حد به اضطراب امتحان : هر اندازه كه دانش آموزان اضطراب امتحان را بيشتر در معرض توجه قرار دهند، دلهره و نگراني آنها بيشتر خواهد شد. بهتر است به جاي توجه بيش از حد به اضطراب امتحان، به تجارب موفقيت آميز قبلي خود توجه كنند. ۳ رفتارهاي سازنده مانند مشورت و تمرين : پاسخ ها و رفتارهاي سازنده از قبيل مطالعه بيشتر، مشورت با ديگران، تمرين سوالات امتحاني قبلي و يا سوالات احتمالي فعلي مي تواند مفيد باشد. ۴ ايجاد شايستگي براي غلبه بر امتحان : بايد در دانش آموزان اين احساس ايجاد شود كه امتحان مشكلي ندارد و مي توان بر آن مسلط شد براي اين منظور مي توان موقعيت هايي مشابه امتحان واقعي ايجاد كرد تا اضطراب آنان در اثر تجربه اين موقعيت هاي بي خطر كاهش يابد. ۵ برطرف كردن محرك هاي نامطلوب :محرك هاي نامطلوبي مانند احساس گناه، ناامني وترس از گرفتن نمره پايين و هم چنين برچسب هاي منفي مانند گفتن كلمات تنبل، خرفت، كودن و. . . بايد از ذهن دانش آموزان برطرف شود. ۶ خودرهنمون بودن : دانش آموزان را بايد در طول سالهاي تحصيلي، خودرهنمون بار آورد. دانش آموزخودرهنمون، دانش آموزي است كه مي تواند خود را با دگرگوني ها و شرايط دشوار تطبيق دهد. چنين دانش آموزي چون براي حل مشكلات خود به ديگران متكي نيست احساس اعتماد به نفس مي كند و كمتر دچار اضطراب مي شود.

    روش هاي كنترل اضطراب

    آرميدگي:

    يكي از روش هاي موثر در كنترل اضطراب روش آرميدگي است. در اين روش فرد به حالت نشسته يا درازكش قرار مي گيرد، سپس چشم ها را بسته و به صورت عميق و آرام تنفس مي كند. بين دم و بازدم براي مدت كوتاهي نفس را در سينه حبس مي كند و در هنگام بازدم عضلات بدن و چهره را آرام و شل مي كند. چنانچه اين تمرين يك يا دو بار و هر بار به مدت ۱۵ دقيقه انجام گيرد تاثير زيادي در كاهش اضطراب و افزايش تمركز خواهد داشت. 

    ورزش:

    انجام ورزش به طور منظم و مداوم موجب سلامت جسماني، كاهش اضطراب و فشاررواني و افزايش عزت نفس مي شود. اگر برنامه ورزشي نداريد، لااقل به پياده روي در صبح زود بپردازيد و اين كار را سه بار در هفته انجام دهيد. نوع ورزشي كه انتخاب مي كنيد بايد متناسب با علاقه و توانايي شما باشد. ورزش هايي مانند دويدن، شنا كردن و به ويژه يوگا در كاهش اضطراب و افزايش تمركز تاثير چشم گيري دارند.

    تغذيه: 

    مصرف ويتامين ها به ويژه ويتامينهاي گروه B در كاهش اضطراب تاثير بسزايي دارند و مي توانيد براي تاؤمين آنها در بدن از ميوه و سبزي تازه استفاده كنيد. يكي از عواملي كه موجب كاهش تمركز در انسان مي شود، هايپوگليسمي (كاهش قندخون) است، براي جلوگيري از آن از قندهاي طبيعي مانند خرما، كشمش، انجير، عسل و مانند آن استفاده كنيد و ازپرخوري بپرهيزيد، زيرا باعث تجمع خون در اطراف گاه گوارش مي شود و تمركز را كاهش مي دهد.

 

 




تاریخ: پنج‌شنبه 16 آذر 1391
ارسال توسط psychologistman

 

اضطراب جدايى، رايج ترين اختلال دانش آموزان ابتدايى

 

مشاوران مدرسه، آموزگاران و ساير كادر آموزشى در جهت بالا بردن سطح بهداشت روان مدرسه نقش بسزايى دارند.
هرچند نظام آموزشى و تربيتى مدرسه براى كودكان فرصت گسترش جستجو براى كسب شايستگى و مهارت ها را پيش مى آورد اما در مدرسه از كودك توقعات و انتظارات جديدى پديد مى آيد. على رغم اين كه فراگيرى اطلاعات تازه مى تواند براى اكثر كودكان هيجان انگيز باشد اما در مورد برخى كودكان كه مشكلات ذهنى و رفتارى دارند دوران دبستان مى تواند موجب ناتوانى و محروميت و به شكست اعتماد به نفس و تخريب شخصيت آنان منجر شود.
مشكلات رفتارى و هيجانى يكى از عوامل تاثيرگذار در شكل گيرى شخصيتى كودكان و كيفيت تحصيلى آنان است پژوهش هاى متعدد نشان مى دهد كه از هر ۵ دانش آموز يك نفر به نوعى دچار مشكلات مربوط به سلامت روانى است كه متاسفانه به دليل عدم پيگيرى و مداخلات لازم اين گونه اختلالات تا اخذ مدارج تحصيلى بالاتر و حتى در ورود به اجتماع در آنها باقى مى ماند. پرخاشگرى مشكلات تمركز پر تحركى و شيطنت هاى افراطى عدم رعايت نظم و مقررات و بى اعتنايى به قوانين كم رويى و كناره گيرى از ديگران ترس از مدرسه مشكلات يادگيرى و تحصيلى از جمله اختلالاتى هستند كه كودكان در طى دوران مدرسه با آن مواجه هستند.

علائم اضطراب جدايى

علايم و نشانه هاى روانشناختى در كودكان به سادگى توسط آموزگاران و مشاوران مدرسه قابل تشخيص است و با در ميان گذاشتن و مطرح كردن مشكلات با خانواده دانش آموز مى توان گام هاى اوليه درمان را برداشت.
اضطراب جدايى، ترس از مدرسه، وسواس و انواع تيك ها اختلالات عادى مانند ناخن خوردن كندن يا كشيدن موى سر كم توجهى و اختلالات عاطفى و خلقى (افسردگى) مشكلات ذهنى و يادگيرى از جمله مهمترين و رايج ترين اختلالات دانش آموزان دوره ابتدايى به شمار مى رود.
شايد آموزگاران قادر به رفع ناراحتى روحى - روانى دانش آموزان نباشند اما مى توانند با برخورد صحيح احساسات و هيجانات كودك را درك كنند و با در ميان گذاشتن مشكلات كودك با خانواده مشاور مدرسه و ارجاع به موقع به مراكز تخصصى درمان از مزمن شدن بيمارى در كودك جلوگيرى كنند.

راهكار و درمان

تشكيل جلسات يا كارگاه هاى آموزشى براى كودكان والدين و آموزگاران بسيار حائز اهميت است، افزايش آگاهى و دادن اطلاعات لازم به زبان ساده به منظور تشخيص اختلالات روانى رايج بين كودكان آموزش مهارت هاى اجتماعى شيوه هاى كنترل رفتارهاى هيجانى شيوه هاى كنترل استرس و فشارهاى هر روزه افزايش توان، تحمل و بردبارى آموزش شيوه هاى تصميم گيرى مناسب و حل مشكلات مى تواند در اين كارگاه ها مطرح شود.
مطالعات و پژوهش هاى انجام گرفته در اين رابطه نشان مى دهد كه آموزش آموزگاران و دانش آموزان و حمايت از بهداشت روان در مدرسه ارتباط مستقيمى با افزايش عملكرد تحصيلى كودكان و پيشگيرى از اختلالات روانى و كمك به سلامت بهداشت جامعه دارد.
روزهاى ابتداى دوران دبستان مى تواند به عنوان يك موقعيت و مكان جديد براى عده اى از كودكان باعث ايجاد دلهره و نگرانى شود، قبل از شروع و رفتن فرزندتان به مدرسه خواب او را تنظيم كرده و اجازه دهيد كودك وسايل شخصى اش را با سليقه خود براى بردن به مدرسه انتخاب كند همچنين نكات مثبت مدرسه مثل پيدا كردن دوستان جديد باسواد شدن و استفاده از اردوهاى تفريحى علمى را براى كودكانتان بازگو كنيد

 




تاریخ: پنج‌شنبه 16 آذر 1391
ارسال توسط psychologistman

 چکیده

در این مجموعه سعی شده که نگاهی کوتاه و گذرا درارزشیابی کیفی یا توصیفی داشته باشیم و تلاش کرده ایم تا بتوانیم همکارانی را که با این ارزشیابی آشنایی ندارند و یا ابزار و روشها را نمی دانند تا حدّی یاری دهیم. در این مباحث ابتدا در خصوص ارزشیابی و اهداف آن و اعتبار و اهمیّت ارزشیابی سخن به میان آمده دسته بندی ارزشیابی ها را داریم و با توجه به اهمیت ارزشیابی تکوینی و ارتباط داشتن این ارزشیابی با ارزشیابی توصیفی سعی شده تا اهداف و اهمیّت ارتباط آن بیان شود.بعد از این موارد به بررسی ارزشیابی کمّی و کیفی و تفاوت آنها و ارزشیابی توصیفی و کاربرد وابزارهای آن صحبت شده و راهکارهای مناسب جهت چگونگی استفاده از ابزارها و نتایج حاصل از ارزشیابی توصیفی ارائه شده است.

·  کلمات کلیدی :

ارزشیابی:هر کاری که قضاوتی به همراه داشته باشد ارزشیابی است که بعضی از مواقع   سنجش و ارزشیابی معادل به کار می روند، اما به واقع هم معنا نیستند. سنجش، اندازه گیری عملکرداست و مشتمل بر قضاوت نیست و این نقش بر عهده ی ارزشیابی است.

ارزشیابی تحصیلی: فعالیتی است که معلم، در جریان تدریس خود انجام می دهد. این فعالیت، شامل جمع آوری اطلاعات و داوری درباره وضعیت یادگیری و پیشرفت دانش آموز است

ارزشیابی توصیفی : الگوی جدیدی است که تلاش می کند زمینه ای را فراهم سازد تا دانش آموزان در کلاس درس با شادابی و نشاط بهتر و بیشتر و عمیق تر مطالب درسی را یاد بگیرند.

مقدمه

طرح ارزشیابی توصیفی مشهور به ارزشیابی کیفی یا طرح حذف نمره ،تجربه نو آورانه ی برخاسته از عمل در مقطع ابتدایی آموزش و پرورش ایران است.این طرح به صورت پیش آزمایشی در سال تحصیلی 82-81 اجرا و ارزشیابی شد. گزارش ارزشیابی طرح توسط نویسنده این مقاله که مجری این ارزشیابی بوده بلافاصله منتشر گردید(محمد حسن مقنی زاده،1381). اجرای آزمایشی این طرح درچهار سال تحصیلی بعد ادامه داشته است.هدف ارزشیابی خدمت به آموزش است، نه در کمین نشستن برای غافلگیر کردن دانش آموز و محک زدن او با معیار آنچه «نمی داند» فرهنگ موفقیّت رامی توان با کاربرد روش صحیح در آموزش و ارزشیابی بر فضای کلاس غالب کرداطّلاعات حاصل از سنجش و ارزشیابی مستمر هر دانش آموز باید به این پرسش معلم  پاسخ دهد که این دانش آموز درکجا قرار دارد و من برای پیشرفت او چه میتوانم بکنم؟ نه اینکه معلم نتیجه گیری کند که مثلاً این دانش آموز زیرحد متوسط یا کند ذهن یا تیزهوش است.

ضرورت واهمیت مسأله

امروزه نیازمند سیستم هایی از سنجش و ارزیابی هستیم که به هر دانش آموزبه دیده ی حرمت نگاه کند. موهبت های طبیعی و انسانی او را بسیار بیشتر از آزمونهای سنتی نشان دهد.پس آن نوع سنجش که بتواند تصویری واضح و سه بعدی از رشد مهارت ها، تواناییها و  دانش و نگرش دانش آموز بدهد قابل دفاع می باشد. برخلاف ارزشیابی کمی که با  داده های کمی و ریاضی و عدد و ارقام سروکار دارد و از قضاوت برخوردار است.   باید دانست که کیفیت یک امر نسبی است و انعطاف پذیر می باشد و به طور کلّی می توان گفت که کیفیت مقطعی نیست بلکه اندیشه ای مستمر است و بر اساس تلاش و فعالیّت فرد انجام می گیرد.اما باید این مطلب را مدنظر داشت که ارزشیابی کمّی برای عموم قابل فهم تر و مفیدتر است و اما ارزیابی کیفی تخصصی تر بوده و مهارت و آموزش بیشتری برای بکارگیری لازم دارد و بیشتر از مفاهیم و کلمات کلیدی، ارزش گذاری وقضاوت برخوردار است. و همچنین این دو ارزیابی از نظر ابزارهای جمع آوری داده ها نیز با هم فرق دارند:      ابزار جمع آوری داده های کمی معمولاً آزمونهای عینی یا استاندارد با پاسخ های ازقبل تعیین شده است. اما ابزار ارزیابی کیفی را می توان ابزارهای ذهنی، پرشنامه ها و نگرش سنج ها، روشهای مصاحبه ای، مشاهده ای، واقعه نگاری و گزارش های روزانه و.....می باشد.به عنوان مثال:   تعداد پرسش های فراگیران در کلاس = کمی  اما نوع پرسش های فراگیران در کلاس= کیفی استیا حجم هر پرسش وپاسخ آن= کّمی است ، نوع آوری و تازگی پرسش= کیفی است.ارزشیابی توصیفی یا کمی را می توان آموزش بدون نمره دانست و به جای تأکید بر ارزشیابی های پایانی باید بر ارزشیابی تکوینی (مستمر) تأکید داشت در واقع ارزشیابی توصیفی به توصیف ارزشیابی های گوناگون که به شیوه های متنوع از دانش آموز به عمل آورده ایم می پردازد.

متأسفانه فرآیند سنجش و ارزشیابی در کشور ما، مطابق عرف، فقط شامل ارزیابی مجموعی یا نهایی است که در پایان دوره آموزشی به منظور تشخیص پیشرفت تحصیلی و رتبه بندی صورت می گیرد. در این روش، تمامی تلاش معلم، دانش آموز، والدین و کل نظام آموزشی معطوف به آزمونهای نهایی و نمره آنهاست و ماحصل همه زحمتها در یک عدد یک یا دو رقمی خلاصه می شود. این نمره، نه تنها ملاک قضاوت وتصمیم گیری درخصوص دانش آموز است، بلکه به نوعی ارزشیابی از عملکرد معلم، مربی، مدیر و والدین و نظام آموزشی، تلقی می شود.

تردیدی نیست که نتایج حاصل از این گونه تصمیم گیری ها دقیق نبوده، ممکن است عواقب ناگواری به همراه داشته باشد؛ به عبارت دیگر به جای آنکه نظام ارزشیابی و اندازه گیری در خدمت آموزش و رشد و توسعه دانش فراگیران و معلمان قرار گیرد، فرآیند تدریس و یادگیری در خدمت نظام سنجش و آزمون در آمده است و ملاک قضاوت در مورد عملکرد نظام و دانش آموز در یک مقیاس صفر تا بیست خلاصه می شود.( زهرا حصاربانی،1385)

بحث

کاربردارزشیابی توصیفی: 

« ارزشیابی توصیفی»الگوی جدیدی است که تلاش می کند زمینه ای را فراهم سازد تا دانش آموزان در کلاس درس با شادابی و نشاط بهتر و بیشتر و عمیق تر مطالب درسی را یاد بگیرند.

بنابراین، به جای توجه افراطی به آزمون های پایانی و نمره، روند یاددهی و یادگیری را در طول سال تحصیلی مورد توجه قرار می دهد و در راستای این توجه، رشد عاطفی و اجتماعی و حتی جسمانی دانش آموز را نیز در نظر می گیرد. این طرح با هدف بهبود کیفیت یادگیری و یاددهی و افزایش بهداشت روانی محیط یاددهی و یادگیری، تغییرات اساسی را در نظام ارزشیابی فعلی پیشنهاد کرده است. از جمله تغییر مقیاس فاصله ای(۰تا۲۰)به مقیاس ترتیبی، تغییر ساختار کارنامه و تبدیل آن به کارنامه توصیفی تحت عنوان گزارش پیشرفت تحصیلی، تغییر و تنوع بخشی به ابزارها و روش های جمع آوری اطلاعات از وضعیت تحصیلی دانش آموز، مانند: پوشه کار، آزمون های عملکردی، فهرست وارسی و برگ ثبت مشاهدات، تغییر در رویکرد کلی ارزشیابی از ارزشیابی پایانی به ارزشیابی تکوینی و فرآیندی تغییر در مرجع تصمیم گیرنده در ارتقای دانش آموزان. در این طرح، به جای امتحانات پایانی، معلم و شورای مدرسه، مرجع صاحب صلاحیت تصمیم گیری تعیین شده اند.

تأثیرارزشیابی توصیفی در بروز و رشد خلاقیت دانش آموزان:

برای ایجاد خلاقیت، هوش، استعداد، مهارت و تلاش لازم است؛ اما کافی نیست. انگیزه درونی نیز باید به آنها اضافه شود تا خلاقیت شکل گیرد. ما باید برای کودکانمان فرصتهایی را به وجود بیاوریم و مهارتهایی را به آنها آموزش دهیم تا استعدادهایشان را گسترش دهند و این محقق نخواهد شد مگر اینکه بین مهارتها و علایق آنها وجه مشترکی را بیابیم و آنها را رشد دهیم.در روش آموزش سنتی که مبتنی بر یادگیری مطالب بدون تفکر و توجه به معنی آن است، دانش آموزان به گونه ای تربیت می شوند که بدون توجه به چگونگی ارتباط مطالب و بدون تفکر، برای به دست آوردن نمره خوب آنها را می آموزند. اما این نوع آموزش و یادگیری برای انجام یک کار خلاق، واقعاً بی فایده است.» شیوه های سنتی با ساختار انعطاف ناپذیر و محدودیت زیادی که برای دانش آموزان قائل می شود، همچنین با تکیه بر انتقال معلومات و محفوظات، امکان هر گونه رشد فکری، ابتکار و اکتشاف را از یاد گیرنده سلب می کند. چنانکه دانش آموز نمی تواند بین آموخته هایش و مسائل بیرونی ارتباط برقرار کند در حالی که سبک آموزش و پرورش باز یا روش فعال تدریس با دادن آزادی به دانش آموز و عدم نظارت دائمی بر کارها و برنامه ها به او فرصت می دهد تا به جست وجو و کشف مسائل بپردازد. بدین ترتیب دانش آموز خود در فرآیند یادگیری دخیل می شود و انگیزه های درونی و به دنبال آن امکان بروز خلاقیت در او افزایش می یابد. این مهم در طرح ارزشیابی توصیفی مورد توجه و عنایت خاص قرار گرفته است. معلمین این طرح با ارزشیابی دانش آموز به شکل نامحسوس، فضای باز و فعالی را برای رشد خلاقیت ایجاد کرده اند. ارزشیابی توصیفی سعی کرده با تغییر در ساختار نظام ارزشیابی آن را به قدری انعطاف پذیر کند که با شیوه ها و علائق یادگیری متفاوت، انطباق پیدا کند. در کلاس ارزشیابی توصیفی، کودکان در یادگیری فعال هستند و احساس غرور و مالکیت نسبت به کلاس درس خود دارند. آنها در این کلاس آزاد هستند تا انتخاب کنند. راهنمایی می شوند و اختیار دارند تا در محیط کلاس، آن گونه که دوست دارند، یاد بگیرند.معلمین طرح ارزشیابی توصیفی با ایجاد جوی صمیمی و مطمئن در کلاس درس فضایی مساعد را برای رشد خلاقیت دانش آموزان فراهم کرده اند تا آنها بتوانند با آسودگی در کلاس به اظهار نظر بپردازند و بدون نگرانی هر سؤالی را که در ذهن دارند، مطرح کنند. آنها یاد گرفته اند که چگونه مهارتهای یادگیری را در قلمرو خاص به کودکان بیاموزند. آنها روش تفکر درباره مسائل و قوانین علمی را به دانش آموزان آموزش می دهند. «تحقیقات نشان داده است روابط صمیمانه و توأم با علاقه و احترام، نقش مؤثری در خلاقیت دانش آموز دارد.»

در ارزشیابی توصیفی، یادگیری مهم و تفریح است. کودکان در کلاس تشویق می شوند که علائق، تجارب و ایده های خود را به کلاس درس بیاورند و اجازه دارند درباره هدفهای کار روزانه خود با معلمان بحث کنند. به آنها استقلال کاری داده می شود تا تصمیم بگیرند. احساس آرامش می کنند و تنشها و فشارهای کسب نمره را ندارند. در تحقیقی که اخیراً از طرف خانم حقیقی، دانشجوی کارشناسی ارشد، صورت پذیرفته، نشان داده شده است که محیط های خالی از استرس، به ویژه استرس امتحان، شرایط مساعدتری را برای بروز خلاقیت ایجاد می کند. همچنین در این تحقیق از طریق آزمون ۳۵ سؤالی پیشرفت تحصیلی در سه سطح دانش، ادراک- کاربرد و قوه خلاقه (نوآوری- سیالی- اصالت) و همچنین از طریق مشاهده کنش متقابل در کلاسهای درسی، سنجیده شد و تفاوت معنی داری بین گروه آزمایشی (کلاس مجری طرح ارزشیابی توصیفی) و گروه کنترل (کلاس مجری ارزشیابی سنتی) مشاهده شد.

«آمابیل (۱۹۸۹) معتقد است معلمان با بیان آزاد احساس خود، مانند عشق و شادی و کنجکاوی به امور می توانند الگوی مناسبی برای کودکان باشند. در کلاس ارزشیابی توصیفی، معلمان به جای« من»،« ما »می گوید. آنها منبع اطلاعات و هدایت هستند. در این کلاس، همیشه«همکاری » بر« رقابت » ارجحیت دارد. زمانی که راه های گوناگون انجام یک فعالیت را مورد توجه قرار می دهند، اجازه می دهند که دانش آموزان صدای بلند فکر کردن آنها را بشنوند و هدایت شوند. آنها نه تنها از ایجاد هرگونه زمینه رقابت در کلاس درس، خودداری می کنند بلکه جوی را در کلاس ایجاد می کنند که دانش آموزان در انجام وظایف به همدیگر کمک کنند، در ایده ها با هم سهیم شوند و به نتیجه نهایی کار افتخار کنند و این یعنی خلاقیت.

1- بهبودیادگیری2- ایجاد نگرش مطلوب نسبت به مدرسه 3- افزایش بهداشت روانی کلاس   

4- اعتماد به نفس5- افزایش روحیه انتقادپذیری در کودکان6- افزایش مشارکت در یادگیری7- رشد مهارت خود اصلاحی و خود تنظیمی 8- رشد و توانایی نقد خو9- بهبود  عملکردها10- خارج شدن از برنامه های کلیشه ای و چارچوبی11- آرامش در آموزش

ابزارهای ارزشیابی توصیفی:

برای ارزشیابی توصیفی ابزارهای گوناگونی وجود دارد که در اینجا به 3 نوع آن اشاره می کنیم.

1- پوشه کار            الف- آزمونهای مختلف از جمله مدادکاغذی

 2- آزمون های عملکرد    ب- تکالیف درسی

در ویژه نامه ارزشیابی تحصیلی فصلنامه تعلیم و تربیت شماره مسلسل 70-69 بهار و تابستان 1381 آمده است: "... هدف اساسی سنجش و ارزش یابی، ارتقای یادگیری دانش آموزان است.محتوا وچگونگی ارزش یابی درفرایند تدریس، نحوه مطالعه و کیفیت یادگیری دانش آموزان را رقم می زند.اگر معلم بر حفظ کردن مطالب بی ارتباط تاکید کند،دانش آموزان به یادگیری سطحی و طوطی وار روی می آورند...به همین دلیل است که گفته اند:" اگر می خواهید نظام آموزشی را بهبود بخشید،شیوه های سنجش وارزشیابی را اصلاح کنید"..." (حسن پاشا شریفی،1381).

یکی از موثرترین وکارسازترین مجاری اصلاح نظام آموزش وپرورش تحلیل ونقد نظام ارزش یابی از آموخته های دانش آموزان درسایه اهداف وآرمان های تصریح شده نظام آموزشی(برنامه درسی) است

( محمود مهر محمدی،1382).

متاسفانه چنین ایده ای در سطح برخی از نخبگانِ تاثیر گزار بر آموزش وپرورش ایران پذیرفته شده است.دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش در اواخر آبان1385 گفته اند :" تغییر شیوه های ارزشیابی از شرایط فعلی به شیوه نظام تکمیلی و توصیفی پس از انجام مطالعات گوناگون و در صورت به نتیجه رسیدن در سیستم آموزشی کشور نهادینه خواهد شد.کاهش اضطراب و تنش های روحی در یادگیری دانش آموزان از جمله مزایای ارزشیابی توصیفی است. برای دوری دانش آموزان از تکیه مطلق بر محفوظات باید با روش های علمی موضوع ارزشیابی توصیفی در پایه های راهنمایی و متوسطه را دنبال کرده و به نتیجه برسانی.

"(بهرام محمدیان،1385).

معاون آموزش و پرورش عمومی وزارت آموزش وپرورش در اواخر دی ماه 1385 گفته اند:" درسال تحصیلی جاری نزدیک به 1300 کلاس درس در سراسر کشور تحت پوشش طرح ارزشیابی تحصیلی یا حذف نمره از کارنامه تحصیلی دانش آموزان قرار گرفته است براساس این طرح در طول سال تحصیلی از طریق ارزیابی مستمر و بدون نمره 20 به عنوان ملاک ارزیابی ، سنجش تحصیلی دانش آموزان صورت می گیرد. حذف نمره از آرزوهای نظام آموزش و پرورش است و بر این اساس ، این طرح به عنوان گام اول برای رسیدن به آن مطرح شده است تا مطابق آن بتدریج دانش آموزان ، معلمان و والدین به جای گرایش به سمت نمره ، به آموزش و پرورش کیفی بر پایه مهارت های زندگی روی آورند. این طرح ضروری و مورد نیاز نظام آموزشی ایران است. براساس آنچه از اجرای 3 ساله طرح ارزشیابی توصیفی به دست آمده است ، اضطراب و نگرانی دانش آموزان از امتحان و کسب نمره 20 کاهش یافته است و معلمان و والدینی که این طرح را اجرا کرده و در جریان اجرای آن بوده اند نیز به توسعه آموزش های توصیفی و یادگیری مهارت های زندگی گرایش پیدا کرده اند."(حسین احمدی،1385)

علیرغم اظهارات سه تن از نخبگان و به عبارتی معماران نظام فعلی آموزش وپرورش کشور،نویسنده معتقد است: اصلاح آموزش و پرورش صرفا از طریق اصلاح ا رزشیابی تحصیلی امکان پذیر نیست.البته خرابتر کردن آموزش و پرورش از طریق اعمال رویه های ناصواب در برخی از عناصر نظام آموزش و پرورش امکان پذیر است.کما اینکه بیشتر ایرادات وارده توسط طراحان ومجریان طرح ارزشیابی توصیفی به تاثیر سوءِ نحوه امتحان و ارزشیابی در آموزش و پرورش ایران کاملا وارد است.اما پاشنه آشیل طرح ارزشیابی توصیفی یا حذف نمره از مقطع ابتدایی فقدان نگاه نظامند به آموزش و پرورش و برنامه درسی است.ارزشیابی یک عنصر از عناصر برنامه درسی است؛ اعمال رویه های کیفی درارزشیابی تحصیلی حتی اگر به نحوی کامل صورت گیرد ؛بدون اعمال تغییر در سایر عناصر برنامه درسی ره به جایی نخواهد برد جز ترکستان!! گام های اصلاحات در نظام آموزش و پرورش باید همزمان و دومینو وار برداشته شود تا اثرِ مثبت داشته باشد.

نکته قابل توجه اینکه نویسنده در این مقاله قصد و فرصت پرداختن به جزئیات بسیار مهم نحوه اجرای طرح ارزشیابی توصیفی در دوره پیش آزمایشی در سال تحصیلی 82-1381 و نیز در دوره آزمایشی در سه سال تحصیلی بعدی را با توجه به اینکه بسیار مهم و درس آموز نیز هستند را ندارد و صرفا به بسط و تحلیل مختصرِ مساله ای که طرح شد ،اکتفا می نماید. تحلیل تفصیلی ماجرای طرح ارزشیابی توصیفی نیازمند نوشتنِ مقالات و برگزاری همایش های اختصاصی با حضور نمایندگان گروه های ذینفع در این طرح است!!

مختصات طرح ارزشیابی توصیفی

منظور از روش های توصیفی در ارزشیابی توجه به رویکردی است که در آن معلم تغییرات و تحولات ایجاد شده در دانش آموز را با فنون متفاوت بررسی کرده و به صورت مشروح بر اساس شاخصهای پیشرفت و یا اهداف از پیش تعیین شده به اطلاع دانش آموز و والدین می رساند.

بررسی نظام ارزشیابی کشورهای مختلف جهان نشان می دهد استفاده از کارنامه توصیفی امری رایج و دارای سابقه ای طولانی است. در کشور فرانسه روش نمره گذاری استفاده از طیف با عبارات توصیفی: بالاتر از استاندارد، مطابق استاندارد، ناسازگار با استاندارد و . . . می باشد. در آلمان شش مقوله و یا طیف و در ژاپن استفاده از پنج مفهوم همراه با جملات توصیفی است. خلاصه اینکه در بسیاری از کشورهای مختلف جهان، کارنامه فقط نمرات خام را شامل نگردیده و تمامی فعالیتها و مهارت ها و نگرش کودک، توصیف و ارزشیابی می شود. ارائه نمره صرف ضمن ایجاد رقابت و اضطراب، یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را تحت الشعاع قرارداده و با ایجاد افسردگی، بخش زیادی از منابع و استعدادهای با لقوه انسانی و اقتصادی را تلف می نماید. برخورد معلمان و والدین و ارزش بیش از حد قائل شدن به امتحان و تکرار بیهوده آن و استفاده ابزاری از آن باعث ایجاد دلسردی از تعلیم و تربیت و امتحان با این سبک و سیاق، نقطه پایان یادگیری و نوعی رهایی از درس و تحصیل محسوب می شود (محقق معین،1382).

سیاست گزاران آموزش وپرورش ایران از سالهای آخر دهه 70 شمسی تلاشهایی برای بهبود ارزشیابی تحصیلی در دوره آموزش وپرورش عمومی راآغاز کرده اند . تصویب آئین نامه امتحانات دونوبتی به جای امتحانات سه ثلثی و مقرر نمودن مصوباتی در زمینه ارزشیابی مستمر ، تصویب اجرای آزمایشی طرح ارزشیابی توصیفی و بالاخره تصویب اصول حاکم بر ارزشیابی در شورای عالی آموزش و پرورش از جملة فعالیتها یی ا ست که در سالهای اخیر انجام شده است. در این نوشته عمدتا بر طرح ارزشیابی توصیفی متمرکز شده ایم.

در کتاب راهنمای اجرای ارزشیابی توصیفی پایه های اول،دوم و سوم ابتدایی در راستای اجرای ماده هفت دستورالعمل ارزشیابی توصیفی دانش‌آموزان ابتدایی مصوبة جلسة 296 کمیسیون معین شورای عالی آموزش و پرورش که مقرر کرده است جزوه راهنمای ارزشیابی توصیفی توسط معاونت آموزش عمومی و امور تربیتی با همکاری سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ارائه شود؛ مجموعه ای از راهنمایی ها برای مجریان طرح ارزشیابی توصیفی در پایه اول و دوم وسوم دبستان تهیه و تدوین شده است. این راهنما که در طول اجرای سه ساله آزمایشی طرح هرسال نسخه جدید تری یافته است؛ صرفا توسط دکتر محمد حسنی با همکاری معاونت آموزش عمومی وزارت آموزش وپرورش ارائه و در اختیار مجریان طرح قرار گرفته است در این راهنما به اهداف اساسی، ویژگیها و چگونگی اجرای طرح ارزشیابی توصیفی اشاره شده است.دکتر حسنی در ابتدای این راهنما نوشته است:

در کتاب راهنمای پایه اول تا سوم، پنج محوری که از نظر مولف کتاب ، طرح ارزشیابی توصیفی در نظام ارزشیابی تغییر و تحول به وجود می آورد به شرح ذیل توضیح داده شده است:

محور اول : تغییر تأکید از ارزشیابی پایانی به ارزشیابی

تکوینی

در رویکرد سنتی ارزشیابی،‌ عمدتاً معلمان، تلاش می‌نمودند از نتایج یادگیری دانش‌آموزان ارزشیابی به عمل آورند و آن را به صورت نمره گزارش دهند. کمتر تلاش می‌شد که به نحوه و چگونگی یادگیری و بهبود آن توجه شود. در این الگوی جدید ارزشیابی، معلم، ارزشیابی را در خدمت یادگیری قرار می‌دهد؛ لذا نگاه وی به آن کاملاً تغییر می‌کند. ارزشیابیهای او به گونه‌ای است که به یادگیری بهتر بینجامد. لذا ضعفهای عملکرد دانش‌آموزان و قوتهای آنها، برای این منظور بررسی می‌شود که راهی برای برطرف کردن و یا بهبود آنها یافت شود، نه این که صرفاً ضعفها منعکس شود. همچنین این الگوی ارزشیابی، موجب می‌شود معلم خود را همسفر یادگیری دانش‌آموزان بداند و با آنها در مسیر حرکت ‌کند، نه کسی که در پایان راه ایستاده و منتظر است که مشاهده کند چه کسی زودتر به پایان راه (یادگیری) می‌رسد.

اگر یادگیری را جریانی هدفمند و پیوسته بدانیم که از مبادی آغاز و به نتایج می‌رسد؛ ارزشیابی هم جریانی پیوسته است که از مبادی آغاز می‌شود و به نتایجی می‌رسد؛ یعنی دوش به دوش یادگیری به پیش می‌رود؛ لذا ارزشیابی زمانی برای یادگیری و در جهت بهبود یادگیری خواهد بود که پیوسته اطلاعات مفیدی برای دانش‌آموزان از طریق بازخورد، فراهم آورد. با ترکیب و تحلیل اطلاعات به دست آمده از این نوع ارزشیابیها که طی مراحل مختلف گردآوری شده است، معلم می تواند تصمیمهای مناسب آموزشی درباره دانش‌آموز بگیرد.با این توضیحات روشن می شود که این الگوی ارزشیابی کاملاً پویا است و عنصری که پویایی آنرا تشدید می نماید ارائه بازخورد های توصیفی است. تحقیقات زیادی نشان داده است که بازخوردهای توصیفی موجب بهبود یادگیری دانش آموزان می شود.

محور دوم : تغییر مقیاس فاصله‌ای (20 – 0) به مقیاس ترتیبی (در حد انتظار، نزدیک به انتظار، نیازمند تلاش بیشتر)

در طول سالیان دراز، مقیاس مورد استفاده در کشور، مقیاس فاصله‌ای (نمره 20-0) بوده است و معلمان نتایج آزمونها را براساس آن به دانش‌آموزان و والدین، بازخورد داده‌اند. این شکل از بازخورد به دلیل ابهام درتغییر و دقت زیاد در فواصل بین آن (هشتاد قسمتِ بیست و پنج صدمی )، رقابت برانگیز بوده ًبه همین دلیل است که در طول این سالها، نمرة بیست بسیار مورد احترام وتوجه بوده است. مقیاس ترتیبی(بیش ازحد‌انتظار،درحد‌انتظارو....) این مشکلات را ندارد، کمتر ایجاد رقابت می‌نماید و انعطاف پذیری بیشتری دارد؛ در طرح ارزشیابی توصیفی، جایگزین نمره در کارنامه است.

به سخن دیگر در حین فرایند یاددهی ـ یادگیری دانش‌آموزان، بازخورد ترتیبی یا فاصله‌ای دریافت نمی‌کنند. به واقع تصور می‌رود که دریافت این نوع بازخوردها از سوی معلم فرآیند یادگیری دانش‌آموزان را سست می‌نماید. در این طرح خلاء این بازخوردها را بازخوردهای توصیفی پر می‌کند. بازخوردهای توصیفی، بازخوردهایی با معناو مؤثری هستند که دانش‌آموزان را در جهت شناخت وضعیت پیشرفت یادگیری خود قرار می‌دهند وآنان همچنین ازاین طریق رهنمودهایی برای بهبود یادگیری دریافت می‌دارند.

تصور حذف بازخورد نمره برای بسیاری از معلمان، ناممکن است. به زعم آنها نمره اهرم انگیزشی قوی است و یکی از ابزارهای اقتدار معلم است، حذف آن خلاء بزرگی در جریان یادگیری ایجاد می‌کند. اما واقعیت این است که حذف نمره و هر گونه بازخورد غیر توصیفی، مشکلی ایجاد نمی‌کند. حتی به بهبود شرایط یادگیری هم می‌انجامد؛ زیرا بچه‌ها دیگر نگران کسب نمره نیستند. آنها به دنبال شناخت اشتباه خود در فعالیتهای یادگیری هستند. والدین نیز از کودک نمره نمی‌خواهند بلکه از فرزندشان می‌پرسند که «امروز چه یاد گرفته‌ای؟» حذف نمره، حذف یکی از عوامل استرس‌زا است. بنابراین در کلاس شرایطی فراهم می‌شود که مسافر کوچک سفر یادگیری سفرش را با آرامش خاطر دنبال ‌کند.

محور سوم: تنوع‌بخشی به ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات

فعالیت ارزشیابی تحصیلی با دو فعالیت جزیی : الف) جمع‌آوری اطلاعات ، ب) داوری درباره وضعیت یادگیری دانش‌آموزمشخص می گردد. درفعالیت نخست، معلم اطلاعاتی را از وضعیت یادگیری دانش‌آموز جمع‌آوری می‌نماید. در شیوه سنتی این اطلاعات عمدتاً از طریق آزمونهای مداد ـ کاغذی (امتحان) یا پرسشهای کلاسی جمع آوری می‌شد.اما در این طرح ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات متنوع شده ا‌ند و علاوه بر آنها ابزارهای دیگری چون پوشةکار، ابزارهای ثبت مشاهده، تکالیف درسی و آزمونهای عملکردی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند.این ابزارها اطلاعات بیشتر و وسیع‌تری را برای معلم، آماده می‌سازد و بنابراین هم اعتبار اطلاعات به سبب تنوع در ابزارها بیشتر می‌شود و هم قضاوت و داوری معلم واقعی تر و منصفانه‌تر خواهد شد.اساس کار در تنوع‌بخشی به ابزارهای گردآوری اطلاعات از وضعیت یادگیری دانش‌آموز، واقعی‌تر کردن اطلاعات است که همان مشاهده کودک در حین فعالیت و بررسی آثار و محصولات یادگیری اوست.

تاریخ: پنج‌شنبه 16 آذر 1391
ارسال توسط psychologistman

 مکتب پراگماتیسم ( پیشرفت گرایی )

به طور کلی پراگما ( pragma  ) یک واژه یونانی به معنی کار یا کا و عمل سودمند است . پراگماتیسم یا عمل گرایی نیز فلسفه ای است که در پاسخ این پرسش که معیار حقیقی بودن یک قضیه چیست ؟ می گوید سودمندی در عمل و اصل پراگماتیسم این است که هر چیزی که در عمل شایع خوبی را بدنبال داشته باشد خوب است .

علت بوجود آمدن مکتب پراگماتیسم چه بود :

1- ریشه های فرهنگی رشد ، توسعه چنین تفکری در آمریکا بیشتر به نحوه تشکیل و توسعه این کشور مربوط می شود که پس از برخورد مهاجران اروپایی با این سرزمین جدید و کوشش برای ساختن جامعه ای بدون تاریخ گذشته و سابقه شکل گرفته است . زیرا در چنان جامعه ای بهبود شرایط زندگی انشان تنها در سایه فعالیت هائی که مستلزم به کار انداختن نیروی عقل و اندیشه و استفاده از آن د تمام شئو ن زندگی است .

2- منبع اصلی هر گونه تصمیمی عقل انسانی است به عبارت دیگر شرایط فوق نقش فرد و نیروی عقلانی او را در ایجاد افکار و عقاید تازه و به کار انداختن مهارتها و معلومات برای بهبود زندگی روشن کرد .

3- عامل سوم توسعه و تحکیم مبانی فلسفه عمل گرایی ، تحرک و پویایی اجتماعی در جامعه آمریکا بود . زیرا در سرزمین جدید از نظامات اجتماعی اروپایی با طبقات اجتماعی معین و ثابت جنری نبود . در چنین محیط پر تغییری عملا " بدین نتیجه رسیدند که حکومتها ، قوانین و نهادهای اجتماعی قابل تغییر و به منزله ابزارهائی هستند که انسان برای رفع نیازهای خود ایجاد کرده است .

نظریه مکتب پراگماتیسم در مورد هستی شنا سی :

مهمترین اصل در هستی شناسی عمل گرایان اصل تغییر است که مطابق آن همه چیز در جهان در حال تغییر و تحول است و هیچ چیز ثابت و اواقعیت پایدار در جهان وجود ندارد . به عبارت دیگر تغییر در این فلسفه واقعیت غایی است و این اصل است که عملگرایان پیش از اصول دیگر بر آن تاکید دارند . عمل گرایان معتقدند که جهان آشکارا در مقابل ماست . انسان با ظاهر و آثار طبیعت سرو کار دارد . آنچه فهم بشر به آن تعلق می گیرد حقایق موجود زندگانی است که در نتیجه تجربه حاصل می شود . و فراسوی تجربه قابل درک نمی باشد . تلاش انسان نباید مصروف بحث در وجود مطلق و حقیقت محتوم گردد . تجربه در مفهوم وسیع آن اساس جهان شناسی عملگرایی را تشکیل می دهند .

از نظر آنها تجربه شامل احساس ، ادراک ، تفکر ، قضاوت مقایسه و توصیف سیر عقلانی و توجه به ارتباط امور با همدیگر است . و تجربه محصول تاثیر متقابل فرد و محیط روی یکدیگر است .

انسان از دیدگاه عمل گرایان

از دیدگاه عمل گرایان انسان موجودی زیستی و پیوسته با جهان است ، انسان جدا از طبیعت نیست بلکه جزیی از طبیعت و دائما " با آن است ، این موجود زیستی همواره تحت تأثیر محیط طبیعی و اجتماعی خود قرار دارد . چون در اجتماع زندگی می کند و واحدی از اعضای جامعه انسانی است که با وجود تفاوتهای گوناگون فردی به همدیگر پیوسته اند و مدام در تأثیر و تأثر متقابل با یکدیگر قرار دارند . به این اعتبار انسان دارای نفسی اجتماعی و تأثیر پذیر است . از آنجایی که جامعه انسانی از نظر توانایی حد و نهایتی ندارد . پس فرد و استعدادهای او نیز نهایتی ندارد . فکر فرد همواره در مسیر جمع به کار می افتد . یعنی اندیشه فرد انعکاس از اندیشه اجتماع در اوست .

تأثیر هستی شناسی عملگران در تربیت

فلسفه عمل گرایی را در واقع باید فلسفه تربیت به حساب آورد . زیرا در این مکتب فلسفی موضوع انسان و تربیت بیش از سایر مکاتب فلسفی مورد توجه قرار گرفته است . به طوری که دیوئی تربیت را فیه فعال فلسفه قلمداد کرده و می گوید فلسفه عبارتست از نظریه تربیتی به معنای وسیع آن ، بنابراین فلسفه از تربیت زائیده شده است از نظر عملگرائی : تربیت امری متغیر و نامعین است و بنابه مقتضیات هر جامعه و عصری دگرگون می شود . یعنی تربیت عبارت از نوسازی تجارب است که در تمام طول زندگی فرد جریان دارد . و هدفها باید قابل انعطاف پذیری و مجاز باشند و تربیت هم هدف است هم وسیله و هدف است زیرا قصد بهبود نوع انسان را دارد . وسیله است به سبب آنکه راه انجام چنین کار را نشان می دهد . و خلاصه این که هدف های تربیتی از نظر عمل گرایان باید مبتنی بر تجربه باشند . و از نظر عمل گرایی تربیت خود زندگی است نه آماده گردانیدن متربی برای زندگی می باشد . و اصول زیر را برای هدف های تربیتی بیان می کند :

1  هدف هر فعالیتی را بایستی در خود آن فعالیت جستجو کرد 2- هیچ هدفی نباید تغییر ناپذیر و غیر قابل انعطاف باشد 3- هدف وسیله ای است که به فعالیت ای شخصی معنی می بخشد .

 شناخت شناسی عملگرایی ( پراگماتیسم )

واقع گرایان اساس معرفت را بر مشاهده استنتاج کل از جزء قرار می دهند . و تجربه را اساس معرفت می دانند و معتقدند که معرفت یا شناخت حاصل عمل میان انسان و محط اوست .

جان دیوی معتقد است شناخت نسبی است و بستگی به موقعیت دارد . جان دئویی فیلسوف معروف آمریکایی مدرک حقیقت را نیز موقعیت یا حل مسئله تلقی می کند و معتقد است معرفت به معنی حقیقت است و در اثر تحقیق بوجود می آید . و تحقیق جریانی است که در اثر برخورد فرد با موقعیت نامعین شروع می شود .

او معتقد است معرفت همان فرضیه یا راه حلی است که در نتیجه تحقیق بوجود می آید . این معرفت در جریان تغییر موقعیت در معرفی آزمایش قرار می گیرد و با آنچه در عمل رخ می دهد تطبیق می کند . از جهت دیگر معرفت حاصل شده وسیله ای است برای تغییر موقعیت و سازگار ساختن فرد با محیط و روی این زمینه معرفت وسیله ای برای سازگاری با محیط می باشد .

خصوصیات معرفت ( شناخت ) از نظر جان دیویی

1  وابستگی به موقعیت می باشد 2  معرفت امری نسبی است 3 غیر مستقیم بودن معرفت 4  احتمالی بودن معرفت یا شناخت 5 ذهنی بودن معرفت

به طور کلی از نظر عملگرایان  پراگماتیسم آنچه واقعیت دارد حاصل تجربه های انسانی می باشد .

روش تدریس پراگماتیسم ( عملگرایی ) چگونه است .

در نظر عملگرایان روش حل مسئله بهترین روش تدریس می باشد . از نظر آنها این روش نوعی آمادگی برای زندگی است . چون زندگی یعنی مواجه شدن با مسائل و کوشش برای حل آنها می باشد . و به طور کلی مسئله یا مشکل اساسی تدریس عملگرایان می باشد . در روش حل مسئله معلم باید به جای آموزش محتوای درس که توسط خود یا دیگران تجویز شده است شاگرد را تشویق کند تا :

الف : در زمینه هائی که او کنجکاو است مطلب فرا گیرد 2  درباره دروس مهم نظیر علوم طبیعی ، ادبیات و تاریخ فعالیتهای کنجکاوانه یادگیری خویش را متمرکز گرداند . 

ارزش شناسی عملگرایان 

عملگرایان بنیاد ارزشها را بیشتر در فعالیتهای خودی و اجتماعی جستجو می کنند ، آنها عقیده دارند ارزشها تا آن حد وجود دارند که در جریان زندگی فردی و اجتماعی ، بطور مستقیم و غیر مستقیم اثر عملی دارند و ارزشها از طریق تجربه تحقق پیدا می کنند . و ارزشها مطلق و ابدی نیستند . بلکه نسبی هستند و با تغییر شرایط و موقعیت ها تغییر می کنند .

معیار ارشها ، مطلوبیت و سدمندی در زندگی فردی و اجتماعی است به عبارت دیگر معیار خوبی یا بدی یک تجربه در نتایج آن است نه در خود آن .

از نظر پراگماتیسم اشیا ء و امور و پدیده ها دارای دو نوع ارزش می باشند 1  ارزش ذاتی : هرگاه شیئی یا امری را بدون مقایسه با اشیا ء یا امور دیگر مورد توجه قرار دهیم .

2  ارزش ابزاری : هر گاه شیئی یا امری را از لحاظ اهمیت و تأثیری که در وصول به یک هدف دارد یا اشیا ء در امور دیگر بسنجیم .

خلاصه مطلب : نظر جان دیویی و عملگرایان در حدود مدرسه

مدرسه جایی است که در آن باید میان گروه ها تفاهم ایجاد نمود ، اختلافات را تقلیل داد . افکار و عقاید گروهی را مبادله کرد و وحدتی را که لازمه ی ادامه ی حیات  جمعی است در شاگردان بوجود آورد . با توجه به همین جهات « جان دیویی » کار اجتماعی مدرسه را در کتاب دموکراسی و تعلیم و تربیت مورد بحث قرار می دهد و در این زمینه سه وظیفه اساسی برای مدرسه تعیین می کند .

1  مدرسه باید جنبه های خوب اجتماعی را در خود منعکس سازد . به عبارت دیگر مدرسه باید جامعه ی تلطیف شده را به شاگردان معرفی کند . درست است که شاگردان خودبخود جنبه های بد جامعه را درک خواهند کرد و باید آنها را آماده برای برخورد به اینگونه جنبه ها نمود مع ذلک حذف جنبه های بد اجتماعی در محیط جمعی مدرسه مخصوصا " در دوره ی دبستان تا حدی منطقی بنظر می رسد .

2  وظیفه ی مدرسه ساده کردن امور پیچیده اجتماع است . امور پیچیده ی اجتماعی برای شاگردان غیر قابل درک می باشد . بنابراین اولیاء مدرسه باید تا آنجا که امکان دارد جنبه ی پیچیده ی زندگی جمعی را به صورتی ساده تر ارائه دهند . و بتدریج شاگردان را به سازمان های پیچیده ی اجتماعی آشنا سازند .

3  وظیفه ی سوم مدرسه ایجاد هماهنگی ، تفاهم و صمیمیت میان شاگردان است . بدون تردید افراد جامعه باید در بعضی مسائل وحدت نظر داشته باشند یا لااقل افکار و عقاید یکدیگر را درک کنند ، روی این زمینه مدرسه باید نفوذ عوامل گروهی یا طبقه ای را در رفتار افراد کم کند و همه را با توجه به مهارتهای اجتماعی و مبانی تربیتی متوجه ارزشها و آرمانهای انسانی نماید .

انتقادات و اشکالاتی که می توان بر فلسفه پیشرفت گرایی پراگماتیسم وارد است عبارتند از :

1  عدم اعتقاد به هدف هستی و در نتیجه عدم تعیین هدف غایی برای تربیت .

2  ترسیم سیمای ناقص و عمل زده از انسان که وجدان و اخلاق تحت سیطره فرهنگ جامعه است .

3  تعیین ملاک سودمندی برای حقیقت به جای تطبیق اندیشه با واقعیت بیرونی به عنوان یک ملاک ارزشمند و قابل قبول .

4  تأکید بیش از حد روی روش حل مسئله که تنها می تواند موجب کسب نوعی خاص از معرفت یعنی تجربی شود .

5  قابل انتقاد ترین بخش فلسفه عمل گرایی نظریه ارزش شناسی آنها است که همه چیز را نسبی تلقی می کنند

6  هدف و وسیله را یکی تلقی می کنند .

7  تأکید آنها بر رشد اما بدون مشخص کردن جهت رشد  تأکید میزان مطلوبی نمی تواند باشد .

منابع :

اصول فلسفه و تعلیم و تربیت  : دکتر علی شریعتمداری

فلسفه تربیت  فلسفه آموزش و پرورش عیسی ابراهیم زاده

 دیویی جان، 1339، دموکراسی و آموزش و پرورش، ترجمه امیرحسین آریان پور

 گوتک جرالدال، 1380، مکاتب فلسفی و آرائ تربیتی، ترجمه محمد جواد پاک سرشت، انتشارات سمت




تاریخ: پنج‌شنبه 16 آذر 1391
ارسال توسط psychologistman

 

با اضطراب امتحان چه كنيم؟

علل و عوامل اضطراب امتحان در دانش آموزان بسيار مختلف و متفاوت است، اما آن‌ها را مي‌توان به سه دسته كلي تقسيم كرد كه در اين مقاله به بررسي آن مي‌پردازيم.

منظور از اضطراب نوعي حالت هيجاني ناخوشايند و مبهم است كه با پريشاني، هراس، تپش قلب، تعرق، سردرد، بي قراري و تكرر ادرار همراه است. هنگامي كه فرد نسبت به كارآمدي، توانايي و استعداد خود در شرايط امتحان دچار نگراني و ترديد مي شود مي‌توان از اضطراب امتحان سخن گفت. در هنگام امتحان، به ويژه امتحانات سرنوشت ساز (كنكور و امتحان نهايي) بيشتر دانش آموزان اضطراب امتحان را تجربه مي كنند. وجود اندكي اضطراب درانسان طبيعي و مطلوب است و موجب افزايش تلاش و تكاپو مي شود، اما اگر از حد اعتدال تجاوز كند موجب كاهش پيشرفت تحصيلي خواهد شد. به عبارت ديگر يكي از دلايل اساسي افت تحصيلي،اضطراب امتحان است كه ۱۵ تا ۳۰ درصد از موارد تجديدي و مردودي را به آن نسبت مي دهند. دانش آموزي كه اضطراب امتحان دارد احساس مي كند كه ذهنش خالي شده و هر چه را كه آموخته فراموش كرده است، چنين دانش آموزي معمولاؤ به پرسش ها پاسخ هاي بي ربط، نادرست و يا ناقص مي دهد و با افكاري نامربوط و ناخواسته در مورد پيامدهاي امتحان درگير است. 

    علل اضطراب امتحان

    علل و عوامل اضطراب امتحان در دانش آموزان بسيار مختلف و متفاوت است، اما آن‌ها را مي‌توان به سه دسته كلي تقسيم كرد:

    الف - عوامل فردي و شخصيتي دانش آموز مانند اضطراب عمومي، پايين بودن اعتماد به نفس، هوش، تمركز و به ويژه روشهاي نادرست مطالعه و انتظارات نادرست از خود.

    ب - عوامل آموزشگاهي و اجتماعي همچون انتظارات معلمان، رقابت، سيستم آموزشي حاكم بر مدارس، نوع درس و مدرك گرايي.

    ج - عوامل خانوادگي چون شيوه تربيتي والدين، انتظارات سطح بالاي والدين، جو عاطفي حاكم بر خانواده، ويژگيهاي شخصيتي والدين و طبقه اقتصادي و اجتماعي والدين.

    پيشگيري از اضطراب امتحان 

    اضطراب امتحان به ميزان زيادي قابل پيشگيري است. در اينجا به برخي از روش هاي پيشگيري از آن اشاره مي شود. ۱ ارزيابي واقع بينانه و بدون اغراق از امتحان : اگر دانش آموزان امتحان را امري عادي تلقي كنند و از قوانين و سوالات ترسانده نشوند، كمتر دچار اضطراب مي شوند. ۲ اجتناب از توجه بيش از حد به اضطراب امتحان : هر اندازه كه دانش آموزان اضطراب امتحان را بيشتر در معرض توجه قرار دهند، دلهره و نگراني آنها بيشتر خواهد شد. بهتر است به جاي توجه بيش از حد به اضطراب امتحان، به تجارب موفقيت آميز قبلي خود توجه كنند. ۳ رفتارهاي سازنده مانند مشورت و تمرين : پاسخ ها و رفتارهاي سازنده از قبيل مطالعه بيشتر، مشورت با ديگران، تمرين سوالات امتحاني قبلي و يا سوالات احتمالي فعلي مي تواند مفيد باشد. ۴ ايجاد شايستگي براي غلبه بر امتحان : بايد در دانش آموزان اين احساس ايجاد شود كه امتحان مشكلي ندارد و مي توان بر آن مسلط شد براي اين منظور مي توان موقعيت هايي مشابه امتحان واقعي ايجاد كرد تا اضطراب آنان در اثر تجربه اين موقعيت هاي بي خطر كاهش يابد. ۵ برطرف كردن محرك هاي نامطلوب :محرك هاي نامطلوبي مانند احساس گناه، ناامني وترس از گرفتن نمره پايين و هم چنين برچسب هاي منفي مانند گفتن كلمات تنبل، خرفت، كودن و. . . بايد از ذهن دانش آموزان برطرف شود. ۶ خودرهنمون بودن : دانش آموزان را بايد در طول سالهاي تحصيلي، خودرهنمون بار آورد. دانش آموزخودرهنمون، دانش آموزي است كه مي تواند خود را با دگرگوني ها و شرايط دشوار تطبيق دهد. چنين دانش آموزي چون براي حل مشكلات خود به ديگران متكي نيست احساس اعتماد به نفس مي كند و كمتر دچار اضطراب مي شود.

    روش هاي كنترل اضطراب

    آرميدگي:

    يكي از روش هاي موثر در كنترل اضطراب روش آرميدگي است. در اين روش فرد به حالت نشسته يا درازكش قرار مي گيرد، سپس چشم ها را بسته و به صورت عميق و آرام تنفس مي كند. بين دم و بازدم براي مدت كوتاهي نفس را در سينه حبس مي كند و در هنگام بازدم عضلات بدن و چهره را آرام و شل مي كند. چنانچه اين تمرين يك يا دو بار و هر بار به مدت ۱۵ دقيقه انجام گيرد تاثير زيادي در كاهش اضطراب و افزايش تمركز خواهد داشت. 

    ورزش:

    انجام ورزش به طور منظم و مداوم موجب سلامت جسماني، كاهش اضطراب و فشاررواني و افزايش عزت نفس مي شود. اگر برنامه ورزشي نداريد، لااقل به پياده روي در صبح زود بپردازيد و اين كار را سه بار در هفته انجام دهيد. نوع ورزشي كه انتخاب مي كنيد بايد متناسب با علاقه و توانايي شما باشد. ورزش هايي مانند دويدن، شنا كردن و به ويژه يوگا در كاهش اضطراب و افزايش تمركز تاثير چشم گيري دارند.

    تغذيه: 

    مصرف ويتامين ها به ويژه ويتامينهاي گروه B در كاهش اضطراب تاثير بسزايي دارند و مي توانيد براي تاؤمين آنها در بدن از ميوه و سبزي تازه استفاده كنيد. يكي از عواملي كه موجب كاهش تمركز در انسان مي شود، هايپوگليسمي (كاهش قندخون) است، براي جلوگيري از آن از قندهاي طبيعي مانند خرما، كشمش، انجير، عسل و مانند آن استفاده كنيد و ازپرخوري بپرهيزيد، زيرا باعث تجمع خون در اطراف گاه گوارش مي شود و تمركز را كاهش مي دهد.

 

 




تاریخ: دوشنبه 22 آبان 1391
ارسال توسط psychologistman

 

چگونه دانش آموزان را به يادگيري تشويق کنيم؟

تشويق دانش آموزان به فراگيري و رسيدن آنها به سطوح بالاتر چالشي براي بسياري از معلمان تبديل شده است. معلماني که آموختن را تشويق مي کنند،(هدف آنها) تربيت افرادي است که بهتر تحصيل کنند و براي آينده آماده شوند. براي تشويق يک دانش آموز براي يادگيري، معلمان بايد وقت اضافه صرف کنند و هر دو(دانش آموز و معلم) در داخل و خارج از کلاس تلاش کنند.
در ادامه به نحوه تشويق دانش آموزان براي يادگيري مي پردازيم.
دستورالعمل ها
گام اول:
انتظارات بالايي را براي دانش آموزان تنظيم کنيد. انتظارات معلمان دانش آموزان را براي رسيدن به موفقيت تحت فشار قرار مي دهد. آنچه که از دانش آموزان انتظار داريد در ابتداي سال به آنها بگوئيد. اهدافتان را از طريق نوشتن و آويختن در کلاس به آنها اعلام کنيد.
گام دوم:
روشهاي آموزشي خود را زمان به زمان تغيير دهيد. دانشجويان بهترين پاسخ را به يک طيف گسترده اي از روشهاي تدريس از خود نشان مي دهند. تغيير روشي که شما ارائه مي دهيد سخنراني ، نمايش ها ، يادگيري مشارکتي و يادگيري اکتشافي است. اين کمک مي کند تا علاقه و توجه دانش آموزان در طول کلاس حفظ شود.
گام سوم:
ازعلاقه شخصي دانش آموزان براي توضيح يک ايده استفاده کنيد. به دانش آموزان توجه کنيد و در مورد موضوعاتي که آنها را تحريک مي کند يادداشت برداريد.
فعاليت هايي را طرح ريزي کنيد که اهداف تدريس شما را با علاقه مندي هاي آنها ( دانش آموزان ) مرتبط سازد.
گام چهارم:
به دانش آموزان ياد دهيد تا به کارهاي کلاسي و زندگي خصوصيشان اهداف تنظيم کنند. اين مهارت به آنها درکلاس و در مدرسه و در آينده شغلي شان کمک مي کند.دانش آموزاني که داراي هدف خوب، تنظيم زمان مهارت هاي توسعه عالي، مديريت و مهرتهاي سازماني دارند.
گام پنجم:
آنچه که دانش آموزان در حال حاضر بايد در مورد موضوع بدانند ارزيابي کنيد. قبل از شروع آموزش در مورد يک موضوع ، جلسه را با يک پرسش و پاسخ در مورد موضوع شروع کنيد. آنچه که شما از جلسه کلاس فهميديد براي تعيين نقطه شروع کلاس بکار ببنديد.
در حال آموزش ، به دانش آموزانتان نگاه کنيد اگر آنها بي حوصله بودند يا اشتباه داشتند سئوالاتي را براي سنجش از آنها بپرسيد. اگر آنها اطلاعات را فهميدند. اطلاعات مشکل و پيچيده را براي دانش آموزانيکه موضوع را درک نکرده اند، مرور کنيد.
گام ششم:
تکاليف کلاسي و آزمونها را در يک شيوه به موقع درجه بندي کنيد. براي دانش آموزان فرصت تلاش بيشتري را بدهيد، تا آنها به مرور مقالات ونوشته ها و تصحيح اشتباهات خود قبل از آزمون اصلي بپردازند.
به دانش آموزاني که خوب کار کردند تبريک بگوئيد و آنهائيکه در حد استانداردها نبودند تشويق کنيد. تکاليف کلاسي دانش آموزان را مورد انتقاد و نکوهش قرار ندهيد

 




تاریخ: دوشنبه 22 آبان 1391
ارسال توسط psychologistman

 

 

خلاقیت دانش آموزان و موانع آن

 

هر چند خلاقیت یک توانایی همگانی است و همه ی انسان ها کمابیش از آن برخوردارند، اما افراد ی که خلاقیت بالایی دارند و به عنوان افرادی خلاق شناخته می شوند، دارای خصوصیات شخصیتی و رفتاری ویژه ای هستند که به وسیله ی این خصوصیات می توان آن ها را از سایر افرادی که از خلاقیت کم تری برخوردار هستند ، تشخیص داد. فایده ی اصلی آشنایی با ویژگی های افراد خلاق این است که می توانیداز آن ها به عنوان الگوهای رفتاری برای ایجاد و پرورش رفتارهای خلاقانه در کودکان استفاده کنید

خصوصیات دانش آموزان خلاق

§         دانش آموزان خلاق اغلب با آب وتاب حرف می زنند.

§         جزییات را می‌گویند و رفتارهایشان را به نمایش می‌گذارند.

§         می‌خواهند مطرح شوند.

§         دنبال سوژه می‌گردند تا برنامه ریزی بکنند.

§         دقت و توجه شدید در گوش دادن ، مشاهده کردن یا انجام دادن کاری

§         استفاده از قیاس در صحبت کردن

§         ابراز هیجان در اثر یک اکتشاف

 عادت به پرسیدن سوال و آزمودن نتایج  - یادگیری از روی ابتکار شخصی  - عادت به گلچین و وارسی منابع مختلف (کتاب، تلویزیون، سوال از استاد، رایانه و...) 

§         صداقت و میل شدید به اطلاع یافتن از امور

§         طرح سوالات عجیب و غیر معمول بالاتر از سطح علمی و سن دانش آموزان

§         نگاه کردن با دقت به اشیا

اشتیاق در صحبت کردن در مورد کشفیات دیگران  - مستقل عمل کردن و حس استقلال طلبی بالا  - شور و نشاط و مشغولیتهای شدید جسمانی

§          ادامه کار بعد از تمام شدن وقت (نقاشی کردن بعد از زنگ تفریح ، گوش دادن به موسیقی و ...)

§         دقت نظر فوق‌العاده و الگو برداری در نگاهها

§         استفاده از نظرات و اشیا برای دستیابی به یک هدفی معین

 پی بردن به روابط در اموری که به ظاهر از هم بی‌ارتباطند. - طرح رابطه‌ها مانند اینکه وقتی برف آب می‌شود رنگ سفید آن کجا می‌رود. - میل به اطلاع یابی و کشف احتمالات

§          علاقه مندی به چیستان و معماها و یافتن پاسخشان

§          فکر کردن به چیزی که در تلویزیون ، رایانه و سایر رسانه‌ها نشان داده می‌شود.

§         استفاده از اکتشاف یا تجربه

§         بررسی و مطالعه الگوهای اختراعی دانشمندان

 مطالعه خاطرات و سخنان دانشمندان و بزرگان - معاشرت و صحبت با بزرگان و دبیران و احساس لذت از این صحبتها
دست کاری روابط ریاضی برای ایجاد رابطه جدید - علاقه‌مندی به فشرده‌سازی و خلاصه‌نویسی مطالب

موانع خلاقیت دانش آموزان

- تاكيد  زياد بر   نمره ي  دانش آموز  به عنوان  ملاك  خوب  بودن

اين مسئله   يكي از  شايع ترين  موانع  رشد  خلاقيت  در  دانش  آموزان  به  شمار مي رود.  هنگامي  كه دانش  آموز احساس   كند ، تنها ، چيزي   اهميت  بيشتري   دارد  و در ارزيابي  ها ملاك  خوب  بودن  شمرده مي  شود ،  نمره  بالاست  و نه چيز  ديگر ، در نتيجه  كسب  نمره ي  بيشتر  به خودي  خود براي وي  حكم   مهم ترين   هدف  را  پيدا مي كند  و بنابراين  او تنها   در جهت   به دست آوردن  آن مي كوشد . در چنين جوي  تلاش  براي   خلاقيت  و نوآوري  براي  دانش  آموز  معنايي  نخواهد  داشت .

2- روش  هاي  تدريس  سنتي  و مبتني  بر معلم محوري

به كارگيري  افراطي روش هاي سنتي كه در آنها  غالبا  معلم نقش  محوري  را در كلاس  ايفاء مي كند  و بيش تر مبتني  بر  سخن راني  و استفاده از مهارت هاي  كلامي   است ، سبب مي  شود  دانش  آموز  در فرآيند  تدريس  و يادگيري  و ايفاي  يك  نقش  فعال  فرصت  مشاركت  كم تري  را پيدا كند.دانش  آموزي  كه  در اين  نوع  سيستم تحصيل  مي كند  مجالي  براي  بروز  استعداد هاي  خلاق  نمي  يابد  و  به تدريج  تحرك  و پويايي خود را از دست  مي  دهد.

 3- عدم  شناخت  معلم  نسبت  به خلاقيت

در بسياري  از موارد  آشنا نبودن  معلم  يا مربي  با شيوه هاي  پرورش  خلاقيت  دانش آموزان  خود به تنهايي  يك مانع  بزرگ  در اين زمينه محسوب  مي  شود .معلمي  كه شناخت  صحيحي از ماهيت  خلاقيت ،موانع  و روش  هاي  پرورش  نداشته  باشد، بديهي  است  نه تنها  نمي  تواند  اقدامي  براي   بروز  استعداد هاي  خلاق   دانش  آموزان   خود در كلاس   انجام دهد ، بلكه  ممكن است  ناآگاهانه  و به مرور  زمان   كلاس  درس   خود را  به محيطي  تبديل  كند  كه در آن  خلاقيت  دانش  آموز سركوب مي شود.

4-فقدان  حداقل  امكانات  لازم  براي  انجام   فعاليت هاي خلاق  دانش  آموزان

 هر چند  بسياري  از  فعاليت هاي  خلاق  نيازمند  هزينه ها  و امكانات خاصي  نيست  و  اغلب  آن ها  با اندكي   تغيير  در روش  هاي   تدريس   و استفاده  بهينه  امكانات   و  فضاي  آموزشي  موجود  در  مدارس  قابل اجراست ، اما  گاهي  فقدان  اين حداقل  امكانات   لازم  سبب  مي شود كه انجام برنامه هاي  پرورش  خلاقيت در كلاس  و مدرسه  با مانع  يا  شكست  روبه  رو  شود .اين كمبودها  در بسياري   از موارد  تاثيري  مخرب  بر علاقه  و انگيزه ي  دانش  آموزان  براي شركت  در اين برنامه  ها مي  گذارد.

5- اهداف  و محتواي  كتاب هاي  درسي

 موضوع   اهداف  و محتواي  درسي  مبحثي  بسيار  گسترده  است  و از جوانب  مختلف  قابل  بررسي  مي باشد ، اما در   اين جا  تا اين حد  بدان اشاره  مي شود  كه چنان  چه  در يك  نظام  آموزشي  كتاب  درسي  به عنوان  مهم ترين  و تنها  منبع  تدريس  و آموزش  مورد استفاده   قرار گيرد  و در عين حال  در ميان  اهداف  و محتواي آن چيزي  به عنوان  پرورش  خلاقيت  منظور  نشده باشد،مسلما دانش آموز آزادي عمل و توانايي  لازم را نخواهد داشت  كه پا را  از چهارچوب كتاب درسي  خود  فراتر  بگذارد و در نتيجه  او مي  آموزد  تا صرفا  در محدوده  كتاب  درسي  خود بينديشد و نه بيش تر.  

6-عدم  توجه  به تفاوت هاي  فردي  دانش آموزان

در نظر  نگرفتن اين واقعيت  كه هر دانش آموز  در عين  اشتراكاتي  كه با ساير  دانش  آموزان ديگر دارد ،يك انسان  منحصر به فرد  است  و داراي  استعداد ها ،علايق  و كشش هاي  ويژه ي خود  نيز  مي باشد، سبب مي   گردد  معلم  ديد  و نگرشي  يكسان   نسبت  به همه ي دانش آموزان   داشته باشد ، اين نوع  نگرش  در حوزه ي پرورش  خلاقيت  يك مانع  اساسي  محسوب  مي  شود  و به ويژه  سرخوردگي  دانش آموزان  خلاق  را به دنبال  خواهد داشت .

7-عدم  پذيرش   ايده هاي  جديد

عادت  به تفكرات كليشه اي ،راه حل هاي  معمولي  و تجربيات  تكراري  مي تواند  سبب  پديد آمدن  نوعي  ديد  انتقادي  در معلم  و دانش آموزان  در كلاس  هاي  درس  شود  كه مي  توان  آن را  روحيه ي عدم  پذيرش  ايده هاي  جديد  ناميد .

براي  دانش آموزي كه  از  تفكري   خلاقي  برخوردار  است  و ميل  به خلق  ايده هاي نو  و غير معمول  دارد، بسيار  مايوس  كننده  خواهد بود  كه  ايده ها و افكارش   به خاطر  غير معمولي  بودن  مورد  بي  توجهي  معلم  يا دانش  آموزان   قرار گيرد.

اين دانش آموزان به تدريج  تحت تاثير   نظر جمع ،ممكن است  نوگرايي  و اين  نوع  تفكر  خود را دال  بر  وجود  ضعف  يا  مشكلي  در خود  تلقي  كند .احساس  غير  عادي   بودن  در بسياري  از  دانش  آموزان  خلاق  ناشي  از وجود  يك  چنين  جوي  در كلاس   است كه  در نهايت  به خود  سانسوري  منتهي  مي شود.

8- ارائه ي  تكاليف  درسي  زياد  به دانش آموزان

معمولا  انجام  تكاليف درسي  بخش  عمده اي   از وقت  دانش  آموزان  را به خود  اختصاص  مي  دهد.در مواردي  كه به دانش  آموز  تكاليف  زيادي  داده  مي شود  و او ناچار  مي  شود  همه ي توان و انرژي  فكري  خود  را براي  انجام  آن  تكاليف  صرف  كند ، در  نتيجه  ديگر فرصت  و هم چنين  توانايي  چنداني  براي   پرداختن  به فعاليت  هاي  ديگر  نخواهد داشت . به علاوه  از آنجا  كه  غالبا  انجام  زياده از حد   تكاليف  درسي  براي  دانش  آموزان  چندان  خوشايند   نيست ،اين موضوع  مي تواند  سبب  بي  علاقگي  و بي  ميلي  آن ها  نسبت  به فعاليت  هاي  ديگر  از جمله  فعاليت هاي  خلاقانه  كه غالبا  نيازمند  آرامش  فكري  و رواني  است ،گردد.

9-  استهزاء و تمسخر  به  خاطر  ايده  يا نظر اشتباه

در كلاس  هاي  درس   زياد اتفاق  مي افتد  كه دانش  آموزي  به دليل  مطرح كردن  يك  نظر اشتباه  يا ايده اي  نادرست  يا عجيب  و غريب  از  طرف  معلم  يا  دانش  آموزان  هم كلاسي  خود  مورد  تمسخر  و استهزاء  قرار گيرد.

براي  دانش  آموزي  كه گرايش  هاي  خلاقانه دارد، اين نوع  برخورد  ديگران  حكم  توبيخ  و تنبيه  را دارد.در نتيجه  احتمال  دارد  اين دانش  آموز  به تدريج  بياموزد  كه ايده هاي  خود را  از  ترس  اين كه  ممكن است  اشتباه  باشد  و مورد استهزاي  سايرين  قرار گيرد ،اساسا به  زبان  نياورد  و آن  را در  درون خود  سركوب  كند.

 




تاریخ: دوشنبه 22 آبان 1391
ارسال توسط psychologistman
آرشیو مطالب
امکانات جانبی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران