
دبی، در آخرین شبهای بهمن ماه سال 89، میزبان آخرین کنسرت رندان مست بود. به همین مناسبت، رادیو فردا در گزارشی چهار ساعته به پخش قسمت هایی از کنسرت دبی به صورت زنده پرداخت. و در لابلای این پخش زنده، گفتگوهایی با استاد شجریان، مجید درخشانی و چند تحلیلگر سیاسی و فرهنگی، و همچنین گزارش هایی از کنسرت دبی و سازهای ساخته شده توسط استاد شجریان نیز از رادیو پخش شد. از دیگر بخش های جالب این برنامه می توان به تماس های تلفنی مردم با رادیو اشاره کرد. از لینک های زیر می توانید به این برنامه دسترسی پیدا کنید.
مصاحبه با مراد ویسی تحلیلگر سیاسی ، آهنگ برادر بیقراره ، مصاحبه با محمود خوشنام تحلیلگر موسیقی، مصاحبه با مجید درخشانی
گزارشی از سالن اجرای کنسرت و سازهای ساخت استاد، آهنگ دلشدگان، ادامه مصاحبه با درخشانی، آهنگ بوی باران
ساز و آواز زنده در سه گاه و همایون، اجرای زنده تصنیف رندان مست
پخش تلفن های مردمی، ادامه مصاحبه با درخشانی، گزارشی از سالن کنسرت و گفتگو با تماشاگران
گفتگو با استاد شجریان، مصاحبه با فرج سرکوهی کارشناس فرهنگی، ویژه برنامه ای درباره موسیقی و اعتراض
ادامه تلفن های مردمی، تصنیف ز دست محبوب، گفتگویی درباره کنسرت های استاد شجریان
اجرای زنده تصنیف رزم مشترک، اجرای زنده تصنیف مرغ سحر، پایان برنامه
بیت الدین، شهری است کوچک در پنجاه کیلومتری جنوب بیروت؛ و سهمی از شهرتش به خاطر قصری است که در پایان قرن هفدهم میلادی، به دست حاکم وقت ساخته شده. این کاخ که معماریش مخلوطی از فضای سنتی عرب و باروک ایتالیایی است، هر تابستان میزبان جشنواره های باشکوه هنری است.
مردادماه 89، شجریان و گروه شهناز، یک بار دیگر رندان مست را در بیت الدین به روی صحنه بردند. از لینک های زیر می توانید گزارشی را که تلویزیون کهکشان از حضور این گروه در فستیوال بیت الدین پخش کرده، دریافت نمایید.

این گزارش، فرصتی می دهد که شجریان درباره بی نیازیش به حکومتها، وابستگیش به حافظ و خیام، بدهکاریش به فردوسی، و عشق ورزیش به صدای ام کلثوم بگوید.همراه با این گفتگو، می توانید ساز و آوازی را که در دستگاه همایون و با غزل سعدی در این فستیوال اجرا شده، ببینید.
سه صفحه از شماره 1265 روزنامه شرق مورخ هیجده خرداد 1390، به استاد شجریان اختصاص دارد. یک گفتگوی مفصل با استاد. یک گزارش، و مقاله هایی از محمدرضا درویشی، رضا ژاله، علیرضا خورشیدفر ، تهمورس پورناظری و ابوالحسن مختاباد. در ادامه می توانید سه صفحه مربوطه را دانلود کنید و یا متن کامل آنها را در "ادامه مطلب" بخوانید.

دانلود فایل pdf ویژه استاد شجریان در روزنامه شرق

هجرانی - دشنه در دیس . شعر و صدای احمد شاملو
Music : ULYSSES' GAZE by Eleni Karaindrou
از دیگر شاملوها:
و چشمانت با من گفتند که فردا روز ديگريست
به خاطر ترانه اي ، کوچک تر از دست هاي تو

ما در جواني اعتقاد داشتيم كه تاريخ، سازنده نهايي است و حضور هركس در هرجا، نتيجه يك ناگزيري تاريخي است. گمان ميكرديم به فلان شخصيت هنري يا علمي (هركسي) بها دادن بسيار امري ناموجه است چراكه معتقد بوديم اگر او نبود، تاريخ حتما كس ديگري را با همان وظايف تاريخي خلق ميكرد. بعدها بر اثر خواندنها و تجربيات ديگر دانستيم شايد اين اتفاق در حوزه علمي امري غيرممكن نباشد اما در حوزه هنر، شوخي كودكانهاي بيش نيست. يعني اينكه شاملو، شاملو است و شجريان، شجريان! و هيچ شخص ديگري جاي يك شخصيت هنري را پر نميكند، بحث ارزش و كيفيت كار نيست، بحث منحصربهفرد بودن است.به نظر ميرسد اگر انيشتين و هايزنبرگ در حوزه علمي نبودند پيشرفت تاريخ به مرحله نيازي ميرسيد كه دانشمندان ديگري به موضوع نسبيت و عدم قطعيت ميپرداختند، اما اگرچه زمينهساز خلاقيتهاي هنري، امكانات اجتماعي و تاريخي است ولي براي آفرينش خلاقيت و منحصربهفرد بودن در هنر استعدادي لازم است كه فرد هنرمند را حتي از هنرمند ديگر متمايز ميكند. يعني اگرچه براي پرورش بتهوون چنان محيطي نيازمند است اما در همان كشور بتهوون يگانه ميشود. در ايران نيز دستكم بعد از مشروطيت در عرصه موسيقي سنتي، چه موافق آن نوع موسيقي باشيم يا نه! شاهد بوديم كه كسان زيادي در اين عرصه فعاليت داشتند اما بيگفتوگو در نزد همه اهل معرفت «محمدرضا شجريان» بود كه جمعبند تمام دستاوردهاي موسيقي سنتي شد و به آن، اعتبار و اعتلايي بخشيد. مهم نيست كه ما موافق موسيقي سنتي باشيم يا نباشيم مهم آن است كه آنچه كه در ديدرس ماست، او در اين عرصه منحصربهفرد است. بهويژه كه در سالهاي اخير نشان داد او حضوري زنده و فعال در زندگي روزمره نيز دارد و تپشهاي اجتماعي و فرهنگي در شكلگيري صداي فرد بيتاثير نيست. درحالحاضر او كتاب زنده موسيقي سنتي ايران است كه به وجودش بايد افتخار كرد.
محمد شمس لنگرودی / روزنامه شرق پنجشنبه,31 شهریور 1390
کارتون : سلمان طاهري
+ آنچه را که آیدا سرکیسیان، اکبر اکسیر، جواد مجابی، تهمینه میلانی، منیژه حکمت، داریوش پیرنیاکان، مانی رهنما در روزنامه شرق به شادباش هفتاد و یکمین سالگرد تولد استاد شجریان نوشته اند، از دست ندهید.
+ در هفته ای که گذشت؛ شبکه یورونیوز، یک مصاحبه خوب با استاد شجریان را چندین بار پخش کرد. با حجم 9MB از لینک پایین دانلود کنید. در این مصاحبه چند دقیقه ای: ... همراه شو عزیز/ کنسرت هایم در ایران بی سر و صدا نیست / من همراه نیستم با سیاست و حکومت/ سراغ صداهای بم رفته ام/ این صدای زن است/ نشانی هاست در چشمش/موسیقی برای مردم ، نه برای وکیل و وزیر و رییس جمهور...، را می بینید و می شنوید.

شنبه، نوزدهم نوامبر، یویوما و گروه جاده ابریشم، دو قطعه از سیامک آقایی را در امارات اجرا خواهند کرد. "باد ما را به کجا خواهد برد" ساخته سیامک آقایی و "پرواز ققنوس" با تنظیم سیامک آقایی بر اساس یک آهنگ محلی شمال خراسان، از هفت قطعه ای خواهند بود که در ابوظبی اجرا می شوند.
همانگونه که می دانید؛ یویوما، سرشناس ترین نوازنده ویولنسل حال حاضر دنیاست، که تا به امروز بیشترین تعداد جایزه گرمی (معتبرترین جایزه موسیقی کلاسیک جهان) را از آن خود کرده است. پروژه جاده ابریشم، از ابتکارات این نابغه بزرگ موسیقی است که از سال 1998 تا کنون، فعالیتش را به شکلی مستمر ادامه داده و به جرات می توان گفت که این گروه در قریب به اتفاق سالن های معبتر جهان -به غیر از ایران- بارها آثار ماندگاری را از خود به یادگار گذاشته است!
سیامک آقایی از سال ۲۰۰۰ همکاری خود را با این پروژه به عنوان نوازنده سنتور و آهنگساز آغاز کرده و دو قطعه مذکور از آخرین محصولات هنری این همکاری است.
درباره این قطعات، باید این توضیح مختصر را اضافه کرد که "باد ما را به کجا خواهد برد" یک تریلوژی ۱۸ دقیقه ای از خاطرات شخصی سیامک آقایی از جنگ هشت ساله است و "پرواز ققنوس" که با مضمونی کاملا متفاوت در سه بخش متریک تندشونده تنظیم شده، تداعی کننده پرواز پرنده طرقه به سوی خورشید و در نهایت سوختن در این طریقت است.

از لینک های زیر این قطعات را دریافت کنید:

دریافت تصویر در اندازه ی بزرگتر
جناب اصغر فرهادی
در این زمانه استعدادکش هنرستیزی که همه درها به روی هنرمندان و نویسندگان و سینماگران آزاداندیش جز یک در بسته است شما و همکارانتان با دست خالی شیرین کاشتید و شگفتی آفریدید و جایزه ارزنده اسکار فیلم زیبای جدایی نادر از سیمین را در سال ۲۰۱۲ با همه رقابتهای تنگاتنگ سینماگران جهان برای مردم خود به ارمغان آوردید.
جناب فرهادی شما با کارگردانی و تهیه این فیلم، وجدان و شرف طبقه تنگدست مردم نجیب ایران را به جهانیان شناساندید که به مراتب از دریافت جایزه اسکار مفیدتر بود.
درود به شرفت درود به پشتکار و شهامتت. مفتخرم به یکایک همکاران شما و بازیگران که شگفتی آفریدند، سرکارخانم لیلا حاتمی، ساره بیات، سارینا فرهادی و جنابان پیمان معادی، شهاب حسینی و شهبازی و فیلم بردار آقای محمود کلاری آفرین و تبریک بگویم.
سرفراز و برقرار باشید
محمدرضا شجریان . دهم اسفند ۱۳۹۰
از طریق لینک های زیر می توانید گفتگو و اجرای همایون شجریان در ویژه برنامه های تلویزیون کوردست را با دو کیفیت متفاوت دانلود کنید. این برنامه در بامداد چهارشنبه اول شهریور ۱۳۹۱ از تلویزیون kurdsat سلیمانیه پخش شد.

کیفیت عالی : دانلود پارت اول دانلود پارت دوم
(هر دو پارت را دانلود کنید)
کیفیت متوسط : دانلود
مـن انـدر خـود نـمـییـابـم کـه روی از دوسـت برتابم
بدار ای دوست دست از من، که طاقت رفت و پایابم
تـنـم فـرسـود و عـقـلـم رفت و عشقم همچنان باقی
و گــر جــانــم دریــغ آیـد، نـه مـشـتـاقـم کـه کـذابـم
مـرا از دنــیــی و عــقــبـی هـمـیـنـم بـود و دیـگـر نـه
کـه پـیـش از رفـتـن از دنـیـا، دمـی بـا دوسـت دریابم
سـر از بـیـچـارگـی گـفـتـم نـهـم شـوریـده در عـالـم
دگــر ره پــای مــیبــنــدد وفــای عــهــد اصــحــابـم
نگــفــتــی بــیوفــا یــارا، کــه دلـداری کـنــی مـا را
الا ار دســت مـیگــیـری بـیـا کـز سـر گـذشـت آبـم
زمـســتــانــســت و بـی بــرگـی بـیـا ای بـاد نـوروزم
بـیــابــانــســت و تــاریــکـی بـیـا ای قـرص مـهـتـابـم
حـیـات سـعـدی آن بـاشـد، کـه بـر خـاک درت مـیرد
دری دیــگـر نـمـی دانـم، مـکـن مـحـروم از ایـن بـابـم
استاد محمد رضا شجریان دراول مهر 1319 شمسی برابر با 21 سپتامبر 1940 در شهر مقدس مشهد در خاندانی که هنر از هر دو سو موروثی بود،(خاندان پدر صوت دلنشین و خاندان مادری خوشنویسی و موسیقی) دیده به جهان گشود.
هنگامی که محمد رضا شجریان به دنیا آمد والدین او هرگز تصور نمی کردند که چه هدیه بزرگی به دنیای هنر و موسیقی تقدیم می کنند.
محمد رضا اولین فرزند خانواده شان بود.
مهدی شجریان پدر محمد رضا ، دارای صدای خوشی بود و مایل بود که محمد رضا را تحت تعلیم خود درآورد.
شجریان در کاستی به نام خاطرات پدر به عشق عمیقی که نسبت به پدرش داشته و در مورد صدای پدر وکودکی اش چنین می گوید:
پدرم متولد مشهد است. پدربزرگم حاج آقا سید علی اکبر طبسی یکی از مالکان مشهور طبس بود او صدای فوق العاده خوبی داشت ولی جز در محافل خصوصی و در نزد دوستان صمیمی جای دیگری نمی خواند. وقتی پدرم فقط 12 سال داشت پدر بزرگم فوت کرد و پدرم بهترین معلم آواز خود را از دست داد.
دوستان پدرم را به حاج آقا سید محمد عرب برای تلاوت قرآن معرفی کردند و
پس از سالها تمرین و ممارست وی بهترین معلم قرآن مشهد شد.
من به خوبی به خاطر دارم که وقتی 3 یا 4 ساله بودم صبح های جمعه جلسات تلاوت قرآن در منزل ما برگذار می شد.
مادرم به محمد شاطر خدمتگزارمان می سپرد که مرا نزد پدرم ببرد من از آنها خیلی خجالت میکشیدم و مرتبا پشت پدرم قایم می شدم در یکی از آن روزها من برای اولین بار آقا سید محمد عرب را دیدم او مرد پیری بود که یک عمامه سبز پوشیده بود. پس از آن جلسه پدرم مرتبا مرا با خود به جلسات قران می برد.
از وقتی 6 ساله بودم تا هنگامی که 19 سالم شد پدرم مرتبا مرا به جلسات تلاوت قرآن می برد وقتی به سن تکلیف رسیدم پدرم مرا صبح بیدار میکرد و میگفت با صدای بلند قرآن بخوانم در این تلاشها پدرم علت اصلی موفقیت من بود.
پدرم عاشق مذهب بود او به شاگردانش به خوبی قران درس می داد و معلم ماهری بود و تا سن 82 سالگی به تدریس ادامه داد.
در سال 1326 استاد شجریان وارد مدرسه 15 بهمن شد و در همان زمان شروع به تلاوت قران نزد پدر کرد به طوری که از 10 سالگی در مراسم و اجتماعات سیاسی آن زمان قران تلاوت می کرد.
اولین زمزمه های آوازی ایشان در دوره دبیرستان به کمک دائی شان و آقای جوان(معلم دانشسرا)آغاز شد.
ایشان در این باره می گویند:
اولین زمزمه ها و آواز من با همراهی دایی ام که فقط دو سال از من بزرگتر بود و تار میزد آغاز شد.
بعد در مشهد به پیرمردی برخوردم به نام آقای جوان که در واقع معلم موسیقی دانشسرا بود.
من در دانشسرای مشهد درس می خواندم و ایشان خیلی به من علاقه داشت تار خیلی خوب می زد و شاگرد علی اکبر خوان شهنازی بود ویولن هم می زد.
با ایشان هم کار می کردم و آواز می خواندم.
استاد در سال 1349 با خانم فرخنده گل افشان که ایشان نیز معلم دبستان بودند آشنا شدند و در شهر قوچان پای سفره عقد نشستند.
یک سال بعد در 29 مرداد 1341 در مشهد چشن عروسی بر پا شد و استاد زندگی مشترک خود را با خانم گل افشان آغاز کردند و 2 سال بعد به عنوان معلم مدرسه به شاه آباد منتقل شدند اما هم چنان موسیقی و آواز را رها نکرده و آموزش سنتور را برای اولین بار در مشهد نزد جلال اخباری آغاز کرد و ادامه داد تا نزد فرامرز پایور در تهران رفت.
استاد در سال 1345 به تهران مهاجرت کرد و پس از ورود ایشان به تهران براساس دعوت قبلی به نزد داوود پیرنیا مدیر برنامه گلها به اداره رادیو مهاجرت کرد و مرحوم پیرنیا پس از تست ایشان شیفته صدای وی شد به این ترتیب اولین برنامه استاد شب جمعه 15 آذر ماه با عنوان برگ سبز شماره 216 با همراهی استاد ورزنده از رادیو پخش شد و این همکاری تا استعفای استاد در سال 1355 ادامه داشت و 300 برنامه ضبط شد.
در تمام مدت همکاری استاد با رادیو و تلویزیون وی با نام مستعار سیاوش بیدکانی شناخته شده بود و این به علت مخالفت پدرش با موسیقی و آواز خواندن استاد بود به گفته خود استاد پدرش به شدت مذهبی بود و اصلا دوست نداشت که پسرش آواز کاز کند.
استاد در مورد آن دوران می گویند:
(وقتی به تهران آمدم و همزمان با کار در برنامه گلهای رادیو به کلاس درس اسماعیل مهرتاش در جامعه باربد رفتم و با ایشان ردیف های طاهرزاده را کار می کردیم پنج ماه از سال کلاسها در فضایآزاد برپا می شد بقیه ماه در یک کلاس کوچک و خفه جمع می شدیم.
در آن زمان همه مرا به عنوان خواننده گلها می شناختند و وقتی میخواستم از قسمت تئاتر به کلاس بروم همه مرا نگاه می کردند.
کلاسهای مهرتاش همیشه پر از شاگرد بود.
روزی به ایشان گفتم: چرا شما چند تا از بهترین شاگردانتان را انتخاب نمی کنید که فقط روی آنها کار کنید و هر شاگردی می آید شما به او اجازه میدهید که از کلاس استفاده کند او گفت اگر آنها خواننده خوبی نشوند شنونده خوبی خواهند شد.
همه ما استاد را دوست داشتیم ولی به سختی در این فضای شلوغ چیزی یاد می گرفتیم.
علاوه بر کلاس مهرتاش من در برنامه گلها با عبادی نیز کار می کردم.
با پا در میانی آقای نقیب که در آن زمان مسئول رادیو بود استاد عبادی به من درس دادند.
ایشان به من می گفت: که هنرمندنما ها فضای رادیو را خراب کرده اند و به من یاد داد چطور بخوانم و هر وقت خارج می خواندم و یا به خودی خود به اوج می رفتم به من تذکر می داد ما شب و روز کار می کردیم.
تاثیر گذارترین فرد در زندگی من استاد دادبه بود او مرا دگرگون کرد و حتی در شخصیت هنری من اثر شگرفی داشت.
من هشت سال با ایشان در شیوه دشتستانی کار کردم.
ولی آنچه که برای من ارزش دارد فکر و اندیشه این مرد بزرگ بود و شاید مهمترین بخش زندگی هنری من آشنایی با ایشان است و ایشان خیلی بیشتر از پدرم در من اثر گذاشت.
در سال 1356 در اعتراض به موسیقی رادیو را ترک کردم و گفتم نمی خواهم صدایم از رادیو پخش شود.
از آن سال به بعد موسیقی و صدای من مردمی تر شد چون در آن زمان مردم از رژیم دل خوشی نداشتند در نتیجه از رادیو و تلویزیون هم ناراضی بودند.
هنر دیگر شجریان در زمینه خطاطی است در این باره می گوید:
من خطاطی را از برادران میرخانی فرا گرفتم اما در امتحان شرکت نکردم زیرا نمی خواستم خطاطی را تا دوره عالی ادامه دهم هدف من این بود که خطم زیبا شود.
خطاطی هم مانند موسیقی زمان زیادی برای یادگیری احتیاج دارد و سخت ترین قسمت خطاطی خط نستعلیق است.
میرخانی نوازنده چیره دست کمانچه نیز بود اما او وارد حیطه موسیقی نشد.
در طی 40 سال فعالییت هنری استاد ایشان در بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی و آمریکایی کنسرت داده اند.
ایشان در دانشگاههای بروکلی، کلمبیا ،هاروارد ، فیلیپین، شیکاگو شش کنفرانس در مورد موسیقی ایرانی برگذار کرده اند.
در 20 سپتامبر 1995 در یونسکو توسط فدریکو مایور دبیر کل یونسکو مدال پیکاسو که به شکل چشم پیکاسو بود(چون دنیا را به شکل متفاوتی می نگریست) به ایشان اهدا شد.
همچنین در روز 8 فوریه 2001 در ورزشگاه استیل لوس آنجلس جایزه گرمی برای کاست (بی تو به سر نمی شود) به استاد تعلق گرفت.
محمد رضا شجریان پنج فرزند دارد با نام های فرزانه، افسانه، مژگان و همایون از همسر اول و رایان از کتایون خوانساری همسر دوم ایشان .
مژگان شجریان نامی است که در اکثر کاستهای استاد به چشم میخورد ایشان دارای مدرک MS گرافیک هستند و به همراه همسرشان محمد علی رفیعی که مهندس است به کارهای طراحی کامپیوتری کاستهای استاد می پردازند.
همایون شجریان هم از سن 15 سالگی همراه پدر به کار خوانندگی مشغول است.
شجریان عاشق گل و طبیعت است و همه گلها را به خوبی میشناسد و با کشاورزی کاملا آشنایی دارد.
ایشان باغی در هشتگرد حوالی کرج دارد که آخر هفته ها در آنچه به گلکاری می پردازند.
و از بین خوانندگان قدیمی او کارهای قمرالملوک وزیری، بنان، ظلی، تاج اصفهانی و پاورتی است.

