psychologist man
کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی

  چه قدر دلم می خواهد نامه ای بنویسم ای کاش کسی جایی منتظرم

 بود

****

انگشتانت ردیف چون کلاویه های پیانو.....بنوازمشان؟

****

همیشه به خودم میگم برای دست یافتن به ستاره ها دعا نکن چیزی که

 دوره . دوره ولی بازم میگم والله که شهر بی تو مرا حبس می شود

****

حضورت را لمس میکنم با تمام نبودنت...سحر که میشود باز هم نفس

 های تو نمازم بی وقتم را قضا میکند

****

بهشتی که من میبینم راهش دوره بازم قول میدی باهام بیای؟؟

 

روزی خواهم نوشت تفسیر ایات چشمانت را

****

حالا دیگر پری کوچک غمگینی شده ام که شبانگاه بغض های

 بی امانش را می بارد بی هیچ نشانه ای

****

این روزها انقدر شکسته ام که دست به عصا راه میرود دلم

****

و من نماز ایات می خوانم هراس ندیدنت را

****

دیر اومدی بارون.............من جایی در حجم نبودنت گم شدم

****

موهاتو شونه کن بزار جهان اروم بگیره

****

من خوب میدانم یکی از همین روزهای در راه باران می اید و دل

من بی هیچ چتری هوای رفتن میکند

****

پیراهنت را در باد بتکان بزار اسمان متولد شود

 

 

همه چیز را فروختم جز ان  صندلی که جای تو بود شاید ان روز که برگشتی

 خسته باشی

****

سرباز دلت کافیست برای بردن ۵۱ ورق باهم

****

اصلا به خورشید اعتبار نیست اگر هرم نفسهایت نباشد یک عصر یخبندان تازه 

 میشود اغاز

****

صدات رو که میشنوم لحظه هام ابی میشن انقدر که حس میکنم کسی تو گوشم

 میگه دریایی

****

تمام گزینه ها را به یاد چشمان تو سیاه کردم

****

دیگه سرما معنی نمیده وقتی اغوشت مال منه

****

دوستت دارم های تو معنی

تاریخ: پنج‌شنبه 16 آذر 1391
ارسال توسط psychologistman

آرشیو مطالب
امکانات جانبی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران